meso

[ایالات متحده]/[ˈmiːzəʊ]/
[بریتانیا]/[ˈmiːzoʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لایه میانی از درون زمین، بین پوسته و هسته؛ مربوط به یا مشخصه لایه میانی؛ در هواشناسی، مربوط به مقیاسی از سیستم‌های آب و هوایی میانی بین مقیاس‌های میکرو و ماکرو.
adj. مربوط به یا مشخصه لایه میانی.

عبارات و ترکیب‌ها

meso-scale

مقیاس میانه

mesoscale analysis

تحلیل مقیاس میانه

meso environment

محیط میانه

meso layer

لایه میانه

meso system

سیستم میانه

meso-beta effect

اثر میانه-بتا

meso-alpha effect

اثر میانه-آلفا

meso-scale model

مدل مقیاس میانه

meso circulation

گردش میانه

meso pattern

الگوی میانه

جملات نمونه

the mesoamerican cultures were fascinating and complex.

فرهنگ‌های مکزیکو باستان جذاب و پیچیده بودند.

we studied the mesozoic era in geology class.

ما دوره مزوزوئیک را در کلاس زمین‌شناسی مطالعه کردیم.

the meso scale of the simulation was crucial for accuracy.

مقیاس میانه شبیه‌سازی برای دقت بسیار مهم بود.

the meso region is known for its unique biodiversity.

منطقه میانه به دلیل تنوع زیستی منحصر به فردش شناخته شده است.

he analyzed the meso structure of the material.

او ساختار میانه ماده را تجزیه و تحلیل کرد.

the meso level management team met regularly.

تیم مدیریت سطح میانه به طور منظم ملاقات می‌کردند.

the meso pattern emerged from the data analysis.

الگوی میانه از تجزیه و تحلیل داده‌ها ظاهر شد.

we investigated the meso dynamics of the system.

ما پویایی‌های میانه سیستم را بررسی کردیم.

the meso environment influenced the species' evolution.

محیط میانه بر تکامل گونه‌ها تأثیر گذاشت.

the meso analysis provided valuable insights.

تجزیه و تحلیل میانه بینش‌های ارزشمندی ارائه داد.

the meso-scale features were clearly visible.

ویژگی‌های مقیاس میانه به وضوح قابل مشاهده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید