methodize

[ایالات متحده]/'mɛθədaɪz/
[بریتانیا]/'mɛθədaɪz/

ترجمه

vt. به طور سیستماتیک ترتیب دادن یا سازماندهی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

methodize process

فرآیند را روشمند کنید

methodize approach

رویکرد را روشمند کنید

methodize data

داده ها را روشمند کنید

methodize workflow

گردش کار را روشمند کنید

methodize tasks

وظایف را روشمند کنید

methodize strategy

استراتژی را روشمند کنید

methodize system

سیستم را روشمند کنید

methodize techniques

تکنیک ها را روشمند کنید

methodize framework

چارچوب را روشمند کنید

methodize operations

عملیات ها را روشمند کنید

جملات نمونه

we need to methodize our approach to problem-solving.

ما نیاز داریم روش خود را برای حل مسئله منظم کنیم.

it's important to methodize the data collection process.

منظم کردن فرآیند جمع‌آوری داده‌ها مهم است.

they decided to methodize their workflow for better efficiency.

آنها تصمیم گرفتند گردش کار خود را برای افزایش بهره‌وری منظم کنند.

to succeed, we must methodize our research strategies.

برای موفقیت، ما باید استراتژی‌های تحقیق خود را منظم کنیم.

she aims to methodize her study habits this semester.

او قصد دارد این ترم عادت‌های مطالعه خود را منظم کند.

we should methodize our marketing plan for clarity.

ما باید طرح بازاریابی خود را برای وضوح بیشتر منظم کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید