metrifies data
تبدیل دادهها به متریک
metrifies performance
تبدیل عملکرد به متریک
metrifies results
تبدیل نتایج به متریک
metrifies metrics
تبدیل معیارها به متریک
metrifies systems
تبدیل سیستمها به متریک
metrifies processes
تبدیل فرآیندها به متریک
metrifies standards
تبدیل استانداردها به متریک
metrifies variables
تبدیل متغیرها به متریک
metrifies outcomes
تبدیل نتایج به متریک
metrifies quality
تبدیل کیفیت به متریک
the software metrifies the data for better analysis.
نرمافزار دادهها را برای تحلیل بهتر اندازهگیری میکند.
he metrifies his running distance every week.
او هر هفته مسافت دویدنش را اندازهگیری میکند.
the scientist metrifies the results to ensure accuracy.
دانشمند نتایج را برای اطمینان از دقت اندازهگیری میکند.
she metrifies her workout routine to track progress.
او روتین تمرینی خود را برای پیگیری پیشرفت اندازهگیری میکند.
the project metrifies the success of the initiative.
پروژه موفقیت ابتکار را اندازهگیری میکند.
they metrifies customer satisfaction through surveys.
آنها رضایت مشتری را از طریق نظرسنجیها اندازهگیری میکنند.
he metrifies his expenses to manage his budget.
او هزینههای خود را برای مدیریت بودجهاش اندازهگیری میکند.
the app metrifies your sleep patterns for improvement.
برنامه الگوهای خواب شما را برای بهبود اندازهگیری میکند.
she metrifies her study time to enhance productivity.
او زمان مطالعه خود را برای افزایش بهرهوری اندازهگیری میکند.
the team metrifies performance metrics to evaluate success.
تیم معیارهای عملکرد را برای ارزیابی موفقیت اندازهگیری میکند.
metrifies data
تبدیل دادهها به متریک
metrifies performance
تبدیل عملکرد به متریک
metrifies results
تبدیل نتایج به متریک
metrifies metrics
تبدیل معیارها به متریک
metrifies systems
تبدیل سیستمها به متریک
metrifies processes
تبدیل فرآیندها به متریک
metrifies standards
تبدیل استانداردها به متریک
metrifies variables
تبدیل متغیرها به متریک
metrifies outcomes
تبدیل نتایج به متریک
metrifies quality
تبدیل کیفیت به متریک
the software metrifies the data for better analysis.
نرمافزار دادهها را برای تحلیل بهتر اندازهگیری میکند.
he metrifies his running distance every week.
او هر هفته مسافت دویدنش را اندازهگیری میکند.
the scientist metrifies the results to ensure accuracy.
دانشمند نتایج را برای اطمینان از دقت اندازهگیری میکند.
she metrifies her workout routine to track progress.
او روتین تمرینی خود را برای پیگیری پیشرفت اندازهگیری میکند.
the project metrifies the success of the initiative.
پروژه موفقیت ابتکار را اندازهگیری میکند.
they metrifies customer satisfaction through surveys.
آنها رضایت مشتری را از طریق نظرسنجیها اندازهگیری میکنند.
he metrifies his expenses to manage his budget.
او هزینههای خود را برای مدیریت بودجهاش اندازهگیری میکند.
the app metrifies your sleep patterns for improvement.
برنامه الگوهای خواب شما را برای بهبود اندازهگیری میکند.
she metrifies her study time to enhance productivity.
او زمان مطالعه خود را برای افزایش بهرهوری اندازهگیری میکند.
the team metrifies performance metrics to evaluate success.
تیم معیارهای عملکرد را برای ارزیابی موفقیت اندازهگیری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید