metrifies

[ایالات متحده]/ˈmɛtrɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈmɛtrɪfaɪz/

ترجمه

vt. به شعر ترجمه کردن; به صورت شاعرانه نوشتن
vi. به صورت شعر بیان شدن

عبارات و ترکیب‌ها

metrifies data

تبدیل داده‌ها به متریک

metrifies performance

تبدیل عملکرد به متریک

metrifies results

تبدیل نتایج به متریک

metrifies metrics

تبدیل معیارها به متریک

metrifies systems

تبدیل سیستم‌ها به متریک

metrifies processes

تبدیل فرآیندها به متریک

metrifies standards

تبدیل استانداردها به متریک

metrifies variables

تبدیل متغیرها به متریک

metrifies outcomes

تبدیل نتایج به متریک

metrifies quality

تبدیل کیفیت به متریک

جملات نمونه

the software metrifies the data for better analysis.

نرم‌افزار داده‌ها را برای تحلیل بهتر اندازه‌گیری می‌کند.

he metrifies his running distance every week.

او هر هفته مسافت دویدنش را اندازه‌گیری می‌کند.

the scientist metrifies the results to ensure accuracy.

دانشمند نتایج را برای اطمینان از دقت اندازه‌گیری می‌کند.

she metrifies her workout routine to track progress.

او روتین تمرینی خود را برای پیگیری پیشرفت اندازه‌گیری می‌کند.

the project metrifies the success of the initiative.

پروژه موفقیت ابتکار را اندازه‌گیری می‌کند.

they metrifies customer satisfaction through surveys.

آنها رضایت مشتری را از طریق نظرسنجی‌ها اندازه‌گیری می‌کنند.

he metrifies his expenses to manage his budget.

او هزینه‌های خود را برای مدیریت بودجه‌اش اندازه‌گیری می‌کند.

the app metrifies your sleep patterns for improvement.

برنامه الگوهای خواب شما را برای بهبود اندازه‌گیری می‌کند.

she metrifies her study time to enhance productivity.

او زمان مطالعه خود را برای افزایش بهره‌وری اندازه‌گیری می‌کند.

the team metrifies performance metrics to evaluate success.

تیم معیارهای عملکرد را برای ارزیابی موفقیت اندازه‌گیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید