mewed cat
گربه میومیو کرد
mewed softly
به آرامی میومیو کرد
mewed loudly
با صدای بلند میومیو کرد
mewed plaintively
با ناراحتی میومیو کرد
mewed for food
برای غذا میومیو کرد
mewed in distress
در حالت پریشانی میومیو کرد
mewed at night
شبها میومیو کرد
mewed for attention
برای جلب توجه میومیو کرد
mewed with joy
با خوشحالی میومیو کرد
mewed in play
در حین بازی میومیو کرد
the kitten mewed softly, asking for attention.
گربه کوچولو به آرامی میانه کرد و به دنبال توجه بود.
she mewed in delight when she saw the new toys.
وقتی اسباب بازی های جدید را دید، با خوشحالی میانه کرد.
the lost cat mewed loudly, trying to find its owner.
گربه گم شده با صدای بلند میانه کرد تا صاحبش را پیدا کند.
he heard the cat mewed from behind the door.
او صدای میانه کردن گربه را از پشت در شنید.
the mother cat mewed to her kittens to follow her.
گربه مادر به توله هایش میانه کرد تا او را دنبال کنند.
as the storm approached, the cat mewed anxiously.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، گربه مضطرب میانه کرد.
the stray cat mewed for food outside the restaurant.
گربه ولگرد برای غذا در خارج از رستوران میانه کرد.
she mewed like a kitten when she was happy.
وقتی خوشحال بود، مثل توله گربه میانه کرد.
the cat mewed softly in her lap, feeling safe.
گربه به آرامی روی دامنش میانه کرد و احساس امنیت کرد.
he chuckled as the kitten mewed for its mother.
وقتی توله گربه برای مادرش میانه کرد، او خندید.
mewed cat
گربه میومیو کرد
mewed softly
به آرامی میومیو کرد
mewed loudly
با صدای بلند میومیو کرد
mewed plaintively
با ناراحتی میومیو کرد
mewed for food
برای غذا میومیو کرد
mewed in distress
در حالت پریشانی میومیو کرد
mewed at night
شبها میومیو کرد
mewed for attention
برای جلب توجه میومیو کرد
mewed with joy
با خوشحالی میومیو کرد
mewed in play
در حین بازی میومیو کرد
the kitten mewed softly, asking for attention.
گربه کوچولو به آرامی میانه کرد و به دنبال توجه بود.
she mewed in delight when she saw the new toys.
وقتی اسباب بازی های جدید را دید، با خوشحالی میانه کرد.
the lost cat mewed loudly, trying to find its owner.
گربه گم شده با صدای بلند میانه کرد تا صاحبش را پیدا کند.
he heard the cat mewed from behind the door.
او صدای میانه کردن گربه را از پشت در شنید.
the mother cat mewed to her kittens to follow her.
گربه مادر به توله هایش میانه کرد تا او را دنبال کنند.
as the storm approached, the cat mewed anxiously.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، گربه مضطرب میانه کرد.
the stray cat mewed for food outside the restaurant.
گربه ولگرد برای غذا در خارج از رستوران میانه کرد.
she mewed like a kitten when she was happy.
وقتی خوشحال بود، مثل توله گربه میانه کرد.
the cat mewed softly in her lap, feeling safe.
گربه به آرامی روی دامنش میانه کرد و احساس امنیت کرد.
he chuckled as the kitten mewed for its mother.
وقتی توله گربه برای مادرش میانه کرد، او خندید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید