mid-size

[ایالات متحده]/ˈmɪdˌsaɪz/
[بریتانیا]/ˈmɪdˌsaɪz/

ترجمه

adj. متوسط اندازه؛ نه کوچک و نه بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

mid-size car

خودروی سایز متوسط

mid-size business

کسب و کار متوسط

mid-size city

شهر متوسط

a mid-size range

محدوده متوسط

mid-size suv

شاسی‌بلند سایز متوسط

mid-size company

شرکت متوسط

mid-size market

بازار متوسط

mid-size sedan

سدان سایز متوسط

mid-size apartment

آپارتمان سایز متوسط

mid-size store

فروشگاه سایز متوسط

جملات نمونه

we're looking for a mid-size car with good fuel economy.

ما به دنبال یک خودروی متوسط با مصرف سوخت خوب هستیم.

the mid-size company is expanding into new markets.

شرکت متوسط در حال گسترش به بازارهای جدید است.

he runs a mid-size retail business downtown.

او یک کسب و کار خرده فروشی متوسط را در مرکز شهر اداره می کند.

the mid-size city offers a good quality of life.

شهر متوسط ​​کیفیت زندگی خوبی ارائه می دهد.

they bought a mid-size house with a large garden.

آنها یک خانه متوسط ​​با یک باغ بزرگ خریدند.

the mid-size conference attracted over 500 attendees.

کنفرانس متوسط ​​بیش از 500 شرکت کننده را جذب کرد.

our mid-size team is working on a new project.

تیم متوسط ​​ما در حال کار بر روی یک پروژه جدید است.

the mid-size restaurant is popular with locals.

رستوران متوسط ​​در بین مردم محلی محبوب است.

she works for a mid-size software development firm.

او برای یک شرکت توسعه نرم افزار متوسط ​​کار می کند.

the mid-size university has a strong research program.

دانشگاه متوسط ​​دارای یک برنامه تحقیقاتی قوی است.

we need a mid-size storage unit for our belongings.

ما به یک واحد ذخیره سازی متوسط ​​برای وسایل خود نیاز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید