mileposts

[ایالات متحده]/ˈmaɪlˌpoʊsts/
[بریتانیا]/ˈmaɪlˌpoʊsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علامتی که فاصله را به مایل در طول یک جاده یا مسیر نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

mileposts ahead

پیشروهای بعدی

mileposts marker

نقطه عطف

mileposts distance

مسافت نقاط عطف

mileposts sign

علامت نقاط عطف

mileposts journey

سفر نقاط عطف

mileposts chart

نمودار نقاط عطف

mileposts guide

راهنمای نقاط عطف

mileposts record

ثبت نقاط عطف

mileposts report

گزارش نقاط عطف

mileposts update

به‌روزرسانی نقاط عطف

جملات نمونه

the journey was marked by several mileposts along the way.

سفر با نقاط عطف متعددی در طول مسیر مشخص شد.

we celebrated each of our mileposts as a team.

ما هر یک از نقاط عطف خود را به عنوان یک تیم جشن گرفتیم.

setting mileposts helps us measure our progress.

تعیین نقاط عطف به ما کمک می کند تا پیشرفت خود را اندازه گیری کنیم.

the mileposts of her career include several awards.

نقاط عطف شغلی او شامل چندین جایزه است.

they installed mileposts to guide the hikers.

آنها نقاط عطف را برای راهنمایی کوهنوردان نصب کردند.

each milepost represented a significant achievement.

هر نقطه عطف نشان دهنده یک دستاورد مهم بود.

we should review our mileposts regularly to stay on track.

ما باید به طور منظم نقاط عطف خود را بررسی کنیم تا در مسیر خود باقی بمانیم.

the mileposts on the road were painted bright yellow.

نقاط عطف در جاده به رنگ زرد روشن رنگ آمیزی شده بودند.

he marked the mileposts of his life in a journal.

او نقاط عطف زندگی خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کرد.

understanding mileposts can help you plan your journey better.

درک نقاط عطف می تواند به شما کمک کند تا سفر خود را بهتر برنامه ریزی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید