militating

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪteɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأثیر گذاشتن یا تأثیر داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

militating factors

عوامل محدود کننده

militating against

مخالف بودن با

militating circumstances

شرایط محدود کننده

militating reasons

دلایل محدود کننده

militating forces

نیروهای محدود کننده

militating issues

مسائل محدود کننده

militating elements

عناصر محدود کننده

militating influences

تاثیرات محدود کننده

militating conditions

شرایط محدود کننده

militating trends

روندهای محدود کننده

جملات نمونه

the weather conditions are militating against our plans for the picnic.

شرایط آب و هوایی مانع از برنامه‌های ما برای پیک‌نیک می‌شود.

there are several factors militating against the success of the project.

عوامل متعددی مانع از موفقیت پروژه می‌شوند.

his lack of experience is militating against his chances of promotion.

کمبود تجربه او مانع از ارتقای او می‌شود.

the high costs are militating against the expansion of the business.

هزینه‌های بالا مانع از گسترش کسب و کار می‌شود.

there are issues militating against a peaceful resolution to the conflict.

مسائلی وجود دارد که مانع از حل صلح آمیز منازعه می‌شود.

his attitude is militating against team cohesion.

نگاه او مانع از همبستگی تیم می‌شود.

several legal restrictions are militating against the implementation of the policy.

محدودیت‌های قانونی متعددی مانع از اجرای سیاست می‌شوند.

economic instability is militating against foreign investments.

ناپایداری اقتصادی مانع از سرمایه‌گذاری‌های خارجی می‌شود.

there are cultural differences militating against effective communication.

تفاوت‌های فرهنگی مانع از ارتباط موثر می‌شود.

logistical challenges are militating against timely delivery.

چالش‌های لجستیکی مانع از تحویل به موقع می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید