mind-meld

[ایالات متحده]/[ˈmaɪnd ˈmɛld]/
[بریتانیا]/[ˈmaɪnd ˈmɛld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیوند روانی یا ارتباط ذهنی بین دو یا چند نفر که به آن‌ها اجازه می‌دهد افکار و احساسات خود را به اشتراک بگذارند؛ (فانتزی علمی) عمل ادغام ذهن‌ها، اغلب برای به اشتراک گذاری اطلاعات یا تجربیات.
v. برقرار کردن پیوند روانی یا ارتباط ذهنی با کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

mind-meld instantly

تماس ذهنی فوری

trying a mind-meld

تلاش برای تماس ذهنی

mind-meld complete

تماس ذهنی کامل

successful mind-meld

تماس ذهنی موفق

mind-melded thoughts

فکر‌های تماس ذهنی

after mind-meld

پس از تماس ذهنی

during mind-meld

در حین تماس ذهنی

mind-meld failure

ناموفقیت تماس ذهنی

initiate mind-meld

شروع تماس ذهنی

deep mind-meld

تماس ذهنی عمیق

جملات نمونه

we need to mind-meld with the design team to ensure a cohesive product.

ما باید با تیم طراحی ادغام ذهنی داشته باشیم تا محصولی یکپارچه داشته باشیم.

during the brainstorming session, we attempted a mind-meld to generate new ideas.

در جلسه تولید ایده‌ها، سعی کردیم ادغام ذهنی داشته باشیم تا ایده‌های جدیدی ایجاد کنیم.

the director hoped for a mind-meld with the actors to convey the character's emotions.

کارگردان امید داشت با بازیگران ادغام ذهنی داشته باشد تا احساسات شخصیت را منتقل کند.

a successful mind-meld between the two companies led to a groundbreaking partnership.

ادغام ذهنی موفق بین دو شرکت منجر به همکاریی نوآورانه شد.

the therapist encouraged the couple to mind-meld to better understand each other's perspectives.

درمانگر زوج را تشویق کرد تا ادغام ذهنی داشته باشند تا نگاه‌های یکدیگر را بهتر درک کنند.

the goal was a seamless mind-meld between the software and the hardware components.

هدف ادغام ذهنی بدون نقص بین نرم‌افزار و قطعات سخت‌افزاری بود.

the writers tried a mind-meld to capture the essence of the protagonist's journey.

نویسندگان سعی کردند ادغام ذهنی داشته باشند تا جوهره سفر شخصیت اصلی را ضبط کنند.

achieving a complete mind-meld requires open communication and active listening.

برای دستیابی به ادغام ذهنی کامل، ارتباط باز و گوش دادن فعال لازم است.

the project manager sought a mind-meld with the stakeholders to align expectations.

مدیر پروژه به دنبال ادغام ذهنی با ذینفعان بود تا انتظارات را هم‌الگو کند.

through collaborative exercises, they fostered a sense of mind-meld within the team.

از طریق تمارین همکاری، احساس ادغام ذهنی درون تیم را تقویت کردند.

the musicians aimed for a powerful mind-meld during their improvisational performance.

موسیقی‌دانان به دنبال ادغام ذهنی قوی در حین اجرای خلاقانه‌شان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید