minyan

[ایالات متحده]/ˈmɪn.jən/
[بریتانیا]/ˈmɪn.jən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در یهودیت) حداقل تعداد ده مرد بالغ مورد نیاز برای انجام عبادت عمومی؛ مردم Minyan، قومی باستانی که بر این باورند در یونان مرکزی زندگی می‌کرده‌اند
Word Forms
جمعminyans

عبارات و ترکیب‌ها

minyan service

خدمت مניין

daily minyan

مניין روزانه

minyan prayer

نماز مניין

minyan leader

رهبر مניין

minyan gathering

گرد همی مניין

minyan count

تعداد مניין

minyan group

گروه مניין

minyan attendance

حضور در مניין

minyan obligation

وظیفه مניין

minyan community

جامعه مניין

جملات نمونه

we need a minyan to start the prayer service.

برای شروع نماز، به مینین نیاز داریم.

it is customary to gather a minyan for special occasions.

برگزاری مینین برای مناسبت‌های خاص، یک رسم است.

the minyan was held at the community center.

مینین در مرکز اجتماعی برگزار شد.

many people attend the minyan every morning.

بسیاری از افراد هر روز صبح در مینین شرکت می‌کنند.

he was honored to lead the minyan last night.

او مفتخر بود که شب گذشته رهبری مینین را بر عهده بگیرد.

finding a minyan can be challenging in some areas.

پیدا کردن مینین در برخی مناطق می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

she joined the minyan to support her friend.

او برای حمایت از دوستش به مینین پیوست.

the synagogue always has a minyan for shabbat.

تاسیسات مذهبی همیشه برای شبات مینین دارد.

they announced the minyan time for the evening service.

آنها زمان مینین را برای نماز عصر اعلام کردند.

joining a minyan fosters a sense of community.

پیوستن به مینین باعث ایجاد حس اجتماع می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید