miscalling

[ایالات متحده]/mɪsˈkɔːl/
[بریتانیا]/mɪsˈkɔl/

ترجمه

vt. به اشتباه نامیدن کسی یا چیزی؛ نادرست نامیدن

عبارات و ترکیب‌ها

missed miscall

تماس از دست رفته

miscall alert

هشدار تماس از دست رفته

miscall notification

اعلان تماس از دست رفته

miscall history

سابقه تماس از دست رفته

miscall list

لیست تماس از دست رفته

miscall details

جزئیات تماس از دست رفته

return miscall

برگرداندن تماس از دست رفته

miscall message

پیام تماس از دست رفته

recorded miscall

تماس ضبط شده از دست رفته

miscall response

پاسخ تماس از دست رفته

جملات نمونه

he received a miscall from his friend.

او یک تماس اشتباه از دوستش دریافت کرد.

don't worry about the miscall; it happens to everyone.

نگران تماس اشتباه نباشید؛ برای همه اتفاق می افتد.

she thought it was an important call, but it was just a miscall.

او فکر کرد که یک تماس مهم است، اما فقط یک تماس اشتباه بود.

he often miscalls numbers when he is in a hurry.

او اغلب وقتی عجله دارد، شماره ها را اشتباه می گیرد.

after the miscall, she decided to text him instead.

پس از تماس اشتباه، او تصمیم گرفت به جای آن به او پیامک ارسال کند.

the miscall made him realize he needed to double-check numbers.

آن تماس اشتباه باعث شد او متوجه شود که باید شماره ها را دوباره بررسی کند.

he received a miscall while driving and couldn't call back.

او در حین رانندگی یک تماس اشتباه دریافت کرد و نتوانست دوباره تماس بگیرد.

she laughed off the miscall as a funny mistake.

او خندید و تماس اشتباه را به عنوان یک اشتباه خنده دار سرکوب کرد.

the miscall was a reminder to save important contacts.

آن تماس اشتباه یادآوری برای ذخیره مخاطبین مهم بود.

he often miscalls his boss's number by accident.

او اغلب به طور تصادفی شماره رئیس خود را اشتباه می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید