missed miscall
تماس از دست رفته
miscall alert
هشدار تماس از دست رفته
miscall notification
اعلان تماس از دست رفته
miscall history
سابقه تماس از دست رفته
miscall list
لیست تماس از دست رفته
miscall details
جزئیات تماس از دست رفته
return miscall
برگرداندن تماس از دست رفته
miscall message
پیام تماس از دست رفته
recorded miscall
تماس ضبط شده از دست رفته
miscall response
پاسخ تماس از دست رفته
he received a miscall from his friend.
او یک تماس اشتباه از دوستش دریافت کرد.
don't worry about the miscall; it happens to everyone.
نگران تماس اشتباه نباشید؛ برای همه اتفاق می افتد.
she thought it was an important call, but it was just a miscall.
او فکر کرد که یک تماس مهم است، اما فقط یک تماس اشتباه بود.
he often miscalls numbers when he is in a hurry.
او اغلب وقتی عجله دارد، شماره ها را اشتباه می گیرد.
after the miscall, she decided to text him instead.
پس از تماس اشتباه، او تصمیم گرفت به جای آن به او پیامک ارسال کند.
the miscall made him realize he needed to double-check numbers.
آن تماس اشتباه باعث شد او متوجه شود که باید شماره ها را دوباره بررسی کند.
he received a miscall while driving and couldn't call back.
او در حین رانندگی یک تماس اشتباه دریافت کرد و نتوانست دوباره تماس بگیرد.
she laughed off the miscall as a funny mistake.
او خندید و تماس اشتباه را به عنوان یک اشتباه خنده دار سرکوب کرد.
the miscall was a reminder to save important contacts.
آن تماس اشتباه یادآوری برای ذخیره مخاطبین مهم بود.
he often miscalls his boss's number by accident.
او اغلب به طور تصادفی شماره رئیس خود را اشتباه می گیرد.
missed miscall
تماس از دست رفته
miscall alert
هشدار تماس از دست رفته
miscall notification
اعلان تماس از دست رفته
miscall history
سابقه تماس از دست رفته
miscall list
لیست تماس از دست رفته
miscall details
جزئیات تماس از دست رفته
return miscall
برگرداندن تماس از دست رفته
miscall message
پیام تماس از دست رفته
recorded miscall
تماس ضبط شده از دست رفته
miscall response
پاسخ تماس از دست رفته
he received a miscall from his friend.
او یک تماس اشتباه از دوستش دریافت کرد.
don't worry about the miscall; it happens to everyone.
نگران تماس اشتباه نباشید؛ برای همه اتفاق می افتد.
she thought it was an important call, but it was just a miscall.
او فکر کرد که یک تماس مهم است، اما فقط یک تماس اشتباه بود.
he often miscalls numbers when he is in a hurry.
او اغلب وقتی عجله دارد، شماره ها را اشتباه می گیرد.
after the miscall, she decided to text him instead.
پس از تماس اشتباه، او تصمیم گرفت به جای آن به او پیامک ارسال کند.
the miscall made him realize he needed to double-check numbers.
آن تماس اشتباه باعث شد او متوجه شود که باید شماره ها را دوباره بررسی کند.
he received a miscall while driving and couldn't call back.
او در حین رانندگی یک تماس اشتباه دریافت کرد و نتوانست دوباره تماس بگیرد.
she laughed off the miscall as a funny mistake.
او خندید و تماس اشتباه را به عنوان یک اشتباه خنده دار سرکوب کرد.
the miscall was a reminder to save important contacts.
آن تماس اشتباه یادآوری برای ذخیره مخاطبین مهم بود.
he often miscalls his boss's number by accident.
او اغلب به طور تصادفی شماره رئیس خود را اشتباه می گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید