miscue

[ایالات متحده]/ˈmɪs.kjuː/
[بریتانیا]/ˈmɪs.kju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اشتباه یا خطا کردن \nvi. نادیده گرفتن یک نشانه یا دستور \nn. اشتباه یا خطا، به ویژه در ورزش
Word Forms
جمعmiscues

عبارات و ترکیب‌ها

miscue error

خطای اشتباه

miscue analysis

تجزیه و تحلیل اشتباه

miscue rate

نرخ اشتباه

miscue correction

اصلاح اشتباه

miscue detection

تشخیص اشتباه

miscue identification

شناسایی اشتباه

miscue feedback

بازخورد اشتباه

miscue prevention

جلوگیری از اشتباه

miscue pattern

الگوی اشتباه

miscue training

آموزش اشتباه

جملات نمونه

his miscue during the presentation cost him the job.

اشتباه او در طول ارائه باعث از دست دادن شغلش شد.

she realized her miscue in the game led to their defeat.

او متوجه شد که اشتباهش در بازی منجر به شکست آنها شد.

don't worry about that miscue; everyone makes mistakes.

نگران آن اشتباه نباشید؛ همه اشتباه می کنند.

the actor's miscue caused a delay in the performance.

اشتباه بازیگر باعث تاخیر در اجرا شد.

his miscue in the calculations resulted in a major error.

اشتباه او در محاسبات منجر به یک خطای بزرگ شد.

she quickly corrected her miscue before anyone noticed.

او به سرعت اشتباه خود را قبل از اینکه کسی متوجه شود، تصحیح کرد.

the coach pointed out the team's miscue during the match.

مربی اشتباه تیم را در طول مسابقه نشان داد.

his miscue in the speech made the audience laugh.

اشتباه او در سخنرانی باعث خنده مخاطبان شد.

learning from a miscue can help improve your skills.

یادگیری از یک اشتباه می تواند به بهبود مهارت های شما کمک کند.

she experienced a miscue while trying to fix the machine.

او در حین تلاش برای تعمیر دستگاه دچار اشتباه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید