misdeals

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈdiːl/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈdiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کارت‌ها را به‌طور نادرست توزیع کردن
n. توزیع نادرست کارت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

misdeal hand

دست اشتباه

misdeal card

کارت اشتباه

misdeal situation

وضعیت اشتباه

misdeal rules

قوانین اشتباه

misdeal penalty

جریمه اشتباه

misdeal error

اشتباه در بازی

misdeal issue

مشکل در بازی

misdeal report

گزارش اشتباه

misdeal claim

ادعای اشتباه

misdeal notice

اطلاع‌رسانی اشتباه

جملات نمونه

the dealer made a misdeal during the card game.

معامله‌گر در طول بازی کارت اشتباهی انجام داد.

we had to reshuffle the deck after the misdeal.

بعد از اشتباه، مجبور شدیم دوباره دسته کارت‌ها را بُر کنیم.

a misdeal can disrupt the flow of the game.

یک اشتباه می‌تواند روند بازی را مختل کند.

it's important to recognize a misdeal quickly.

تشخیص سریع یک اشتباه مهم است.

players often get frustrated by a misdeal.

بازیکنان اغلب در اثر یک اشتباه ناامید می‌شوند.

after the misdeal, we had to start over.

بعد از اشتباه، مجبور شدیم دوباره شروع کنیم.

the rules state what to do in case of a misdeal.

قوانین مشخص می‌کند که در صورت بروز اشتباه چه باید کرد.

she noticed the misdeal before anyone else did.

او قبل از هر کس دیگری متوجه اشتباه شد.

to avoid a misdeal, always check the cards first.

برای جلوگیری از اشتباه، همیشه ابتدا کارت‌ها را بررسی کنید.

they called for a new dealer after the misdeal.

آنها بعد از اشتباه، برای انتخاب یک معامله‌گر جدید درخواست کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید