miserablenesses

[ایالات متحده]/ˌmɪzəˈræbəlˌnɛsɪz/
[بریتانیا]/ˌmaɪzəˈræbəlˌnɛsɪz/

ترجمه

n. حالت بدبختی

عبارات و ترکیب‌ها

miserablenesses abound

فراوانی غم‌نشینی‌ها

deep miserablenesses

غم‌نشینی‌های عمیق

miserablenesses revealed

افشای غم‌نشینی‌ها

overcome miserablenesses

غلبه بر غم‌نشینی‌ها

miserablenesses expressed

ابراز غم‌نشینی‌ها

miserablenesses explored

کاوش در غم‌نشینی‌ها

miserablenesses acknowledged

تصدیق غم‌نشینی‌ها

miserablenesses discussed

بحث در مورد غم‌نشینی‌ها

miserablenesses faced

مواجهه با غم‌نشینی‌ها

miserablenesses understood

درک غم‌نشینی‌ها

جملات نمونه

his miserablenesses made it hard for him to enjoy life.

غم‌نشینی او باعث شد که نتواند از زندگی لذت ببرد.

she often reflected on the miserablenesses of her past.

او اغلب به غم‌نشینی گذشته خود فکر می‌کرد.

they shared their miserablenesses during the support group meeting.

آنها غم‌نشینی‌های خود را در جلسه گروه پشتیبانی به اشتراک گذاشتند.

understanding the miserablenesses of others can foster empathy.

درک غم‌نشینی دیگران می‌تواند همدلی را تقویت کند.

he wrote a book about the miserablenesses of life in the city.

او کتابی در مورد غم‌نشینی زندگی در شهر نوشت.

the miserablenesses of war are often overlooked in history.

غم‌نشینی جنگ اغلب در تاریخ نادیده گرفته می‌شود.

she expressed her miserablenesses through her art.

او غم‌نشینی‌های خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

his poems often reflect the miserablenesses of human existence.

اشعار او اغلب بازتابی از غم‌نشینی وجود انسان هستند.

they discussed the miserablenesses of their childhood during the reunion.

آنها غم‌نشینی دوران کودکی خود را در زمان دیدار دوباره مورد بحث قرار دادند.

finding joy amidst the miserablenesses of life is essential.

پیدا کردن شادی در میان غم‌نشینی‌های زندگی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید