miso

[ایالات متحده]/ˈmiːsəʊ/
[بریتانیا]/ˈmiːsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خمیر سویا تخمیر شده که در آشپزی ژاپنی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

miso soup

سوپ میسو

miso paste

خمیر میسو

miso salad

سالاد میسو

miso glaze

گلیز میسو

miso marinated

با میسو مزه‌دار شده

miso ramen

رامن میسو

miso dressing

سس میسو

miso broth

آبگوشت میسو

miso curry

کاري میسو

miso dip

دیپ میسو

جملات نمونه

she loves to add miso to her soup.

او عاشق افزودن میسو به سوپ خود است.

miso can enhance the flavor of many dishes.

میزو می تواند طعم بسیاری از غذاها را افزایش دهد.

he prepared a miso glaze for the fish.

او یک لعاب میسو برای ماهی آماده کرد.

you should try miso ramen at that restaurant.

شما باید رامن میسو را در آن رستوران امتحان کنید.

mix miso with tofu for a delicious salad.

میزو را با توفو برای یک سالاد خوشمزه مخلوط کنید.

miso soup is a staple in japanese cuisine.

سوپ میسو یک غذای اصلی در آشپزی ژاپنی است.

adding miso to marinades can boost flavor.

افزودن میزو به مارینادها می تواند طعم را افزایش دهد.

she enjoys making miso-based dressings for salads.

او از درست کردن سس های مبتنی بر میسو برای سالاد لذت می برد.

he learned how to make miso from scratch.

او یاد گرفت که چگونه میزو را از ابتدا درست کند.

vegetarians often use miso as a protein source.

گیاهخواران اغلب از میزو به عنوان منبع پروتئین استفاده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید