misplayed ball
توپ به اشتباه بازی شد
misplayed shot
ضربه به اشتباه زده شد
misplayed pass
پاس به اشتباه داده شد
misplayed game
بازی به اشتباه انجام شد
misplayed move
حرکت به اشتباه انجام شد
misplayed cue
کی (بیاورد) به اشتباه استفاده شد
misplayed strategy
استراتژی به اشتباه اجرا شد
misplayed opportunity
فرصت به اشتباه از دست رفت
misplayed role
نقش به اشتباه ایفا شد
misplayed position
موقعیت به اشتباه انتخاب شد
the player misplayed the ball during the game.
بازیکن توپ را در طول بازی به درستی بازی نکرد.
she misplayed her chances in the competition.
او شانس خود را در مسابقه به درستی استفاده نکرد.
he misplayed the situation and lost the deal.
او شرایط را به درستی ارزیابی نکرد و معامله را از دست داد.
the team misplayed their strategy in the final match.
تیم استراتژی خود را در بازی نهایی به درستی اجرا نکرد.
they misplayed the song during the performance.
آنها آهنگ را در طول اجرا به درستی اجرا نکردند.
she realized she had misplayed her hand in the negotiation.
او متوجه شد که در مذاکره دست خود را به درستی بازی نکرده است.
the director misplayed the scene, causing confusion.
کارگردان صحنه را به درستی کارگردانی نکرد و باعث سردرگمی شد.
he misplayed the chess game, allowing his opponent to win.
او بازی شطرنج را به درستی بازی نکرد و به حریفش اجازه برد داد.
they misplayed their resources and ended up in trouble.
آنها منابع خود را به درستی استفاده نکردند و در نهایت دچار مشکل شدند.
she misplayed her role in the project, leading to setbacks.
او نقش خود را در پروژه به درستی ایفا نکرد و منجر به عقب ماندن شد.
misplayed ball
توپ به اشتباه بازی شد
misplayed shot
ضربه به اشتباه زده شد
misplayed pass
پاس به اشتباه داده شد
misplayed game
بازی به اشتباه انجام شد
misplayed move
حرکت به اشتباه انجام شد
misplayed cue
کی (بیاورد) به اشتباه استفاده شد
misplayed strategy
استراتژی به اشتباه اجرا شد
misplayed opportunity
فرصت به اشتباه از دست رفت
misplayed role
نقش به اشتباه ایفا شد
misplayed position
موقعیت به اشتباه انتخاب شد
the player misplayed the ball during the game.
بازیکن توپ را در طول بازی به درستی بازی نکرد.
she misplayed her chances in the competition.
او شانس خود را در مسابقه به درستی استفاده نکرد.
he misplayed the situation and lost the deal.
او شرایط را به درستی ارزیابی نکرد و معامله را از دست داد.
the team misplayed their strategy in the final match.
تیم استراتژی خود را در بازی نهایی به درستی اجرا نکرد.
they misplayed the song during the performance.
آنها آهنگ را در طول اجرا به درستی اجرا نکردند.
she realized she had misplayed her hand in the negotiation.
او متوجه شد که در مذاکره دست خود را به درستی بازی نکرده است.
the director misplayed the scene, causing confusion.
کارگردان صحنه را به درستی کارگردانی نکرد و باعث سردرگمی شد.
he misplayed the chess game, allowing his opponent to win.
او بازی شطرنج را به درستی بازی نکرد و به حریفش اجازه برد داد.
they misplayed their resources and ended up in trouble.
آنها منابع خود را به درستی استفاده نکردند و در نهایت دچار مشکل شدند.
she misplayed her role in the project, leading to setbacks.
او نقش خود را در پروژه به درستی ایفا نکرد و منجر به عقب ماندن شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید