misstating

[ایالات متحده]/mɪsˈsteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/mɪsˈsteɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بیان نادرست چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

misstating facts

تحریف واقعیت‌ها

misstating information

تحریف اطلاعات

misstating data

تحریف داده‌ها

misstating results

تحریف نتایج

misstating details

تحریف جزئیات

misstating claims

تحریف ادعاها

misstating evidence

تحریف شواهد

misstating statements

تحریف اظهارات

misstating intentions

تحریف مقاصد

misstating opinions

تحریف نظرات

جملات نمونه

the report was criticized for misstating the facts.

گزارش به دلیل نادرست بیان کردن حقایق مورد انتقاد قرار گرفت.

misstating information can lead to serious consequences.

نادرست بیان کردن اطلاعات می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she was accused of misstating her qualifications.

او به نادرست بیان کردن مدارک خود متهم شد.

misstating the budget figures can confuse stakeholders.

نادرست بیان کردن ارقام بودجه می‌تواند ذینفعان را گیج کند.

he admitted to misstating his age on the application.

او اعتراف کرد که در فرم درخواست سن خود را به درستی بیان نکرده است.

misstating the timeline can affect project planning.

نادرست بیان کردن جدول زمانی می‌تواند بر برنامه‌ریزی پروژه تأثیر بگذارد.

they were careful not to misstate any crucial details.

آنها مراقب بودند که جزئیات مهم را به درستی بیان نکنند.

misstating the results can damage your credibility.

نادرست بیان کردن نتایج می‌تواند اعتبار شما را خدشه‌دار کند.

it's important to avoid misstating legal obligations.

از بیان نادرست تعهدات قانونی باید اجتنا کرد.

misstating health information can mislead patients.

نادرست بیان کردن اطلاعات بهداشتی می‌تواند بیماران را گمراه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید