mistrusting

[ایالات متحده]/ˈmɪstrʌstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɪstrʌstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل عدم اعتماد به کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

mistrusting attitude

نگرش بی‌اعتمادی

mistrusting nature

طبع بی‌اعتمادی

mistrusting behavior

رفتار بی‌اعتمادی

mistrusting individuals

افراد بی‌اعتماد

mistrusting feelings

احساسات بی‌اعتمادی

mistrusting society

جامعه بی‌اعتماد

mistrusting relationships

روابط بی‌اعتماد

mistrusting perspective

دیدگاه بی‌اعتماد

mistrusting mindset

نگاه ذهنی بی‌اعتماد

mistrusting outlook

دید بی‌اعتماد

جملات نمونه

she was mistrusting of his intentions from the start.

او از ابتدا نسبت به نیات او بی‌اعتماد بود.

his mistrusting nature made it hard for him to form close relationships.

طبع بی‌اعتمادش باعث می‌شد برقراری ارتباط نزدیک برایش دشوار باشد.

they were mistrusting of the new policy introduced by the government.

آنها نسبت به سیاست جدیدی که دولت معرفی کرده بود، بی‌اعتماد بودند.

being mistrusting can lead to unnecessary conflicts.

بی‌اعتمادی می‌تواند منجر به درگیری‌های غیرضروری شود.

his mistrusting attitude alienated many of his colleagues.

حرفه‌ای بی‌اعتمادانه‌اش باعث دور شدن بسیاری از همکارانش شد.

she learned to be less mistrusting after several positive experiences.

او پس از چند تجربه مثبت یاد گرفت که کمتر بی‌اعتماد باشد.

they approached the deal with a mistrusting mindset.

آنها با دیدگاهی بی‌اعتمادانه به معامله نزدیک شدند.

his past experiences made him mistrusting of new friends.

تجربیات گذشته او را نسبت به دوستان جدید بی‌اعتماد کرد.

the community was mistrusting of outsiders.

جامعه نسبت به افراد خارج از جامعه بی‌اعتماد بود.

she couldn't help but feel mistrusting towards his compliments.

او نمی‌توانست احساس بی‌اعتمادی نسبت به تعریف‌های او را کنترل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید