miter

[ایالات متحده]/ˈmaɪtə/
[بریتانیا]/ˈmaɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قرار دادن میتر بر روی یک اسقف
vi. به صورت زاویه‌ای پیوستن
n. نوعی پوشش سر مراسمی که توسط اسقف‌ها پوشیده می‌شود؛ اتصالی که با بریدن دو قطعه در زاویه‌ای ایجاد می‌شود
Word Forms
جمعmiters

عبارات و ترکیب‌ها

miter joint

اتصال مایل

miter saw

اره مایل

miter angle

زاویه برش مایل

miter box

جعبه برش مایل

miter cut

برش مایل

miter gauge

خط کش برش مایل

miter jointing

اتصال مایل

mitered edge

لبه برش خورده به صورت مایل

mitered frame

قاب برش خورده به صورت مایل

miter alignment

تراز کردن برش مایل

جملات نمونه

the carpenter used a miter saw to cut the wood at an angle.

نجار از اره فارسی‌بر استفاده کرد تا چوب را با زاویه برش دهد.

he carefully measured the miter joint before assembling the frame.

او قبل از مونتاژ قاب، مفاصل فارسی‌بر را با دقت اندازه گیری کرد.

the miter box helped him achieve precise cuts.

جعبه فارسی‌بر به او کمک کرد برش‌های دقیقی انجام دهد.

she learned how to create a mitered corner in her woodworking class.

او یاد گرفت که چگونه گوشه فارسی‌بر را در کلاس نجاری خود ایجاد کند.

using a miter gauge can improve the accuracy of your cuts.

استفاده از מדד فارسی‌بر می تواند دقت برش های شما را بهبود بخشد.

the miter joint is commonly used in picture frames.

مفصل فارسی‌بر معمولاً در قاب عکس استفاده می شود.

he practiced making miter cuts until he got it right.

او تا زمانی که درست انجام داد، تمرین برش فارسی‌بر کرد.

for a clean finish, ensure your miter cuts are precise.

برای داشتن یک سطح تمیز، اطمینان حاصل کنید که برش های فارسی‌بر شما دقیق هستند.

the miter saw is an essential tool for any woodworker.

اره فارسی‌بر یک ابزار ضروری برای هر نجاری است.

she adjusted the angle on the miter saw for the perfect cut.

او زاویه اره فارسی‌بر را برای برش کامل تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید