mobbed by fans
محبوبیت بیش از حد طرفداران
get mobbed
محبوب شدن
mobbed the stage
صحنه را محظوظ کرد
being mobbed
در حال محبوب شدن
mobbed entrance
ورودی محظوظ
they were mobbed
آنها محبوب شدند
mobbed the area
منطقه را محظوظ کرد
constantly mobbed
به طور مداوم محبوب
mobbed onlookers
تماشاگران محظوظ
mobbed the restaurant
رستوران را محظوظ کرد
the celebrity was mobbed by fans after the concert.
سلبریتی پس از کنسرت مورد هجوم طرفداران قرار گرفت.
journalists mobbed the politician for a comment on the new policy.
روزنامهنگاران برای دریافت اظهار نظری در مورد سیاست جدید، سیاستمدار را مورد هجوم قرار دادند.
the team was mobbed by excited supporters after winning the championship.
پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی، تیم مورد هجوم طرفداران هیجانزده قرار گرفت.
he got mobbed as he left the restaurant, struggling to get to his car.
همانطور که از رستوران خارج میشد، مورد هجوم قرار گرفت و برای رسیدن به ماشینش تلاش میکرد.
the actor was mobbed with requests for autographs and photos.
بازیگر با درخواستهایی برای امضا و عکس مورد هجوم قرار گرفت.
security struggled to keep the crowd from mobbing the stage.
نگهبانان برای جلوگیری از هجوم جمعیت به صحنه تلاش کردند.
the royal couple was mobbed by the press during their visit.
در طول بازدیدشان، زوج سلطنتی مورد هجوم رسانهها قرار گرفت.
the store was mobbed during the black friday sales.
در طول حراج بلک فرایدی، مغازه مورد هجوم قرار گرفت.
the influencer was mobbed for selfies at the event.
اینفلوئنسر در این رویداد برای گرفتن سلفی مورد هجوم قرار گرفت.
police had to create a barrier to prevent the crowd from mobbing the area.
پلیس مجبور شد برای جلوگیری از هجوم جمعیت به منطقه، مانعی ایجاد کند.
the artist was mobbed with praise after the exhibition opening.
پس از افتتاح نمایشگاه، هنرمند با تحسین مورد هجوم قرار گرفت.
mobbed by fans
محبوبیت بیش از حد طرفداران
get mobbed
محبوب شدن
mobbed the stage
صحنه را محظوظ کرد
being mobbed
در حال محبوب شدن
mobbed entrance
ورودی محظوظ
they were mobbed
آنها محبوب شدند
mobbed the area
منطقه را محظوظ کرد
constantly mobbed
به طور مداوم محبوب
mobbed onlookers
تماشاگران محظوظ
mobbed the restaurant
رستوران را محظوظ کرد
the celebrity was mobbed by fans after the concert.
سلبریتی پس از کنسرت مورد هجوم طرفداران قرار گرفت.
journalists mobbed the politician for a comment on the new policy.
روزنامهنگاران برای دریافت اظهار نظری در مورد سیاست جدید، سیاستمدار را مورد هجوم قرار دادند.
the team was mobbed by excited supporters after winning the championship.
پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی، تیم مورد هجوم طرفداران هیجانزده قرار گرفت.
he got mobbed as he left the restaurant, struggling to get to his car.
همانطور که از رستوران خارج میشد، مورد هجوم قرار گرفت و برای رسیدن به ماشینش تلاش میکرد.
the actor was mobbed with requests for autographs and photos.
بازیگر با درخواستهایی برای امضا و عکس مورد هجوم قرار گرفت.
security struggled to keep the crowd from mobbing the stage.
نگهبانان برای جلوگیری از هجوم جمعیت به صحنه تلاش کردند.
the royal couple was mobbed by the press during their visit.
در طول بازدیدشان، زوج سلطنتی مورد هجوم رسانهها قرار گرفت.
the store was mobbed during the black friday sales.
در طول حراج بلک فرایدی، مغازه مورد هجوم قرار گرفت.
the influencer was mobbed for selfies at the event.
اینفلوئنسر در این رویداد برای گرفتن سلفی مورد هجوم قرار گرفت.
police had to create a barrier to prevent the crowd from mobbing the area.
پلیس مجبور شد برای جلوگیری از هجوم جمعیت به منطقه، مانعی ایجاد کند.
the artist was mobbed with praise after the exhibition opening.
پس از افتتاح نمایشگاه، هنرمند با تحسین مورد هجوم قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید