moiled

[ایالات متحده]/mɔɪld/
[بریتانیا]/mɔɪld/

ترجمه

v. سخت کار کرد یا زحمت کشید

عبارات و ترکیب‌ها

moiled away

زحمت کشید

moiled through

از میان عبور کرد

moiled over

در مورد آن فکر کرد

moiled hard

سخت تلاش کرد

moiled life

زندگی سخت

moiled mind

ذهن آشفته

moiled labor

تلاش سخت

moiled away time

وقت را از دست داد

moiled existence

وجود سخت

moiled for success

برای موفقیت تلاش کرد

جملات نمونه

she moiled away in the kitchen all day.

او تمام روز در آشپزخانه به سختی کار کرد.

he moiled over his homework late into the night.

او تا دیروقت شب روی تکالیف خود به سختی کار کرد.

they moiled through the difficult project together.

آنها با هم از پس پروژه دشوار برآمدند.

after moiling for hours, she finally finished her painting.

بعد از ساعت‌ها تلاش، او بالاخره نقاشی خود را تمام کرد.

he felt exhausted after moiling in the garden all weekend.

او بعد از تلاش در باغ در تمام آخر هفته احساس خستگی کرد.

she moiled through the paperwork to meet the deadline.

او برای رسیدن به مهلت مقرر، مدارک را به سختی انجام داد.

moiling away at the job left him little time for leisure.

کار کردن زیاد در آن شغل، زمان کمی برای تفریح برای او باقی گذاشت.

despite moiling for years, she never lost her passion.

با وجود تلاش در طول سال‌ها، او هرگز اشتیاق خود را از دست نداد.

he moiled in the office, hoping for a promotion.

او در دفتر کار به سختی تلاش کرد، امیدوار به ارتقا.

they moiled together, sharing ideas and support.

آنها با هم تلاش کردند، ایده‌ها و حمایت خود را به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید