monogynies

[ایالات متحده]/məˈnɒdʒɪniz/
[بریتانیا]/məˈnɑːdʒɪniz/

ترجمه

n. شرایط داشتن تنها یک همسر مؤنث

عبارات و ترکیب‌ها

monogynies in nature

یک‌همسری در طبیعت

study of monogynies

مطالعه یک‌همسری

monogynies and evolution

یک‌همسری و تکامل

monogynies in species

یک‌همسری در گونه‌ها

effects of monogynies

اثرات یک‌همسری

monogynies and behavior

یک‌همسری و رفتار

monogynies in ecology

یک‌همسری در اکولوژی

monogynies and genetics

یک‌همسری و ژنتیک

monogynies across taxa

یک‌همسری در سراسر طبقه‌بندی‌ها

monogynies in populations

یک‌همسری در جمعیت‌ها

جملات نمونه

monogynies are common in many species of bees.

یک‌همسری در بسیاری از گونه‌های زنبور رایج است.

studying monogynies can provide insights into social structures.

مطالعه یک‌همسری می‌تواند بینش‌هایی در مورد ساختارهای اجتماعی ارائه دهد.

monogynies often lead to increased genetic diversity.

یک‌همسری اغلب منجر به افزایش تنوع ژنتیکی می‌شود.

in some ant species, monogynies are the norm.

در برخی از گونه‌های مورچه، یک‌همسری معمول است.

researchers are exploring the benefits of monogynies in ecology.

محققان در حال بررسی فواید یک‌همسری در اکولوژی هستند.

monogynies can influence mating behaviors in various species.

یک‌همسری می‌تواند بر رفتارهای جفت‌گیری در گونه‌های مختلف تأثیر بگذارد.

understanding monogynies can help in conservation efforts.

درک یک‌همسری می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

monogynies may affect the population dynamics of certain insects.

یک‌همسری ممکن است بر پویایی جمعیت برخی از حشرات تأثیر بگذارد.

some studies focus on the evolution of monogynies.

برخی از مطالعات بر تکامل یک‌همسری تمرکز دارند.

monogynies are a key factor in the behavior of social insects.

یک‌همسری یک عامل کلیدی در رفتار حشرات اجتماعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید