monorail

[ایالات متحده]/'mɒnə(ʊ)reɪl/
[بریتانیا]/'mɑnorel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستمی ریلی که قطار بر روی یک ریل حرکت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

monorail system

سیستم مترو

جملات نمونه

the system is a cross between a monorail and a conventional railway.

این سیستم ترکیبی بین مونوریل و یک راه‌آهن متعارف است.

The term does not imply any particular technology, and a people mover may use technologies such as monorail, duorail, automated guideway transit or maglev.

این اصطلاح هیچ فناوری خاصی را به خود تلقی نمی کند و یک وسیله نقلیه جابجایی مردم ممکن است از فناوری هایی مانند مونوریل، دووریل، سیستم حمل و نقل خودکار یا مگلو استفاده کند.

The monorail glided smoothly above the city streets.

مونوریل به آرامی و روان در بالای خیابان‌های شهر حرکت می‌کرد.

The monorail system is a popular mode of transportation in urban areas.

سیستم مونوریل یک وسیله نقلیه محبوب در مناطق شهری است.

Passengers enjoy the scenic views from the monorail.

مسافران از مناظر دیدنی از مونوریل لذت می‌برند.

The monorail station is located near the shopping district.

ایستگاه مونوریل در نزدیکی منطقه خرید قرار دارد.

The monorail track runs parallel to the highway.

مسیر مونوریل به موازات بزرگراه قرار دارد.

The monorail connects the airport to the city center.

مونوریل فرودگاه را به مرکز شهر متصل می‌کند.

The monorail project aims to reduce traffic congestion.

طرح مونوریل برای کاهش ترافیک طراحی شده است.

Tourists use the monorail to explore different parts of the city.

گردشگران از مونوریل برای کاوش در مناطق مختلف شهر استفاده می‌کنند.

The monorail provides a convenient way to travel around the city.

مونوریل یک راه راحت برای رفت و آمد در شهر فراهم می‌کند.

Residents rely on the monorail for their daily commute.

ساکنان برای رفت و آمد روزانه خود به مونوریل متکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید