mooched

[ایالات متحده]/muːtʃt/
[بریتانیا]/muːtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بدون پرداخت درخواست یا به دست آوردن; بی هدف دور گشتن

عبارات و ترکیب‌ها

mooched off

از کسی به صورت ناپسند استفاده کرد

mooched around

چپاله زدن

mooched money

پول گرفتن به صورت ناپسند

mooched food

غذا گرفتن به صورت ناپسند

mooched drinks

نوشیدنی گرفتن به صورت ناپسند

mooched time

وقت گرفتن به صورت ناپسند

mooched rides

سوار شدن به صورت ناپسند

mooched help

کمک گرفتن به صورت ناپسند

mooched space

فضای گرفتن به صورت ناپسند

mooched attention

جلب توجه کردن به صورت ناپسند

جملات نمونه

he mooched around the mall all day without buying anything.

او تمام روز بدون خرید کردن در مرکز خرید پرسه زد.

she mooched off her friends for food during the trip.

او در طول سفر از دوستانش برای غذا استفاده کرد.

they mooched in the park, enjoying the sunny weather.

آنها در پارک پرسه زدند و از هوای آفتابی لذت بردند.

he often mooched rides to work instead of driving.

او اغلب به جای رانندگی، از ماشین سواری استفاده می کرد.

she mooched a few bucks from her brother for lunch.

او برای ناهار چند دلار از برادرش گرفت.

they mooched together, sharing stories and laughs.

آنها با هم پرسه زدند، داستان و خنده به اشتراک گذاشتند.

he mooched some snacks from the party without asking.

او بدون اجازه، از مهمانی میان وعده گرفت.

she mooched a free drink at the bar from a stranger.

او یک نوشیدنی رایگان از یک غریبه در بار گرفت.

he mooched off the internet for his research instead of buying books.

او به جای خرید کتاب، از اینترنت برای تحقیقات خود استفاده کرد.

they mooched around the city, exploring new places.

آنها در شهر پرسه زدند و مکان های جدید را کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید