she drifted into peaceful moondreams as the moonlight filled her room.
او به آرامش در خواب ماهی به سوی روشنایی ماه فروشاد.
the poet wrote about his moondreams of distant shores and ancient cities.
شاعر دربارهٔ خوابهای ماهیاش دربارهٔ ساحلهای دور و شهرهای باستانی نوشت.
soft whispers of moondreams filled her mind on quiet nights.
همزمان با خوابهای ماهی، گوشههای ملایم در ذهن او در شبهای آرام پر میشد.
she cherished her sweet moondreams of traveling the world someday.
او از خوابهای ماهیاش که در آیندهای دور به سفر در جهان میپرداخت، لذت میبرد.
his childhood moondreams of becoming an astronaut never faded.
خوابهای ماهیاش در کودکی که میخواست یک فضانورد شود، هرگز کاهش نیافتهاند.
gentle moondreams of love and peace visit her sleep every night.
خوابهای ماهیای مهیب از عشق و صلح هر شب به خواب او میآیند.
they wandered in moondreams among the moonlit roses.
آنها در خوابهای ماهی در میان گلهای روشن شده توسط ماه گرد میزدند.
the young couple shared moondreams of building a home together.
زوج جوان خوابهای ماهیاش را دربارهٔ ساختن یک خانه با هم به اشتراک میگذارند.
her moondreams of becoming a famous artist kept her motivated.
خوابهای ماهیاش که میخواست یک هنرمند معروف شود، او را متحمس میکرد.
the old man's moondreams of seeing his homeland again brought him comfort.
خوابهای ماهیاش که دوباره به کشورش بازگردد، او را آرام میکرد.
in her moondreams, she could hear her mother's lullaby again.
در خوابهای ماهیاش، او میتوانست دوباره آواز گوشهای مادرش را بشنود.
the curious kitten fell asleep having moondreams of chasing fireflies.
گربهی علاقهمند در خوابهای ماهیاش به دنبال ماهیچههای نورانی میگشت و خوابید.
silent moondreams drifted through the empty hallways of the old castle.
خوابهای ماهیای آرام در راهروهای خالی قلعهی قدیمی درحال جریان بود.
beautiful moondreams of a better tomorrow filled her heart with hope.
خوابهای ماهیای زیبا دربارهٔ فردا بهتر، قلب او را با امید پر کرد.
she drifted into peaceful moondreams as the moonlight filled her room.
او به آرامش در خواب ماهی به سوی روشنایی ماه فروشاد.
the poet wrote about his moondreams of distant shores and ancient cities.
شاعر دربارهٔ خوابهای ماهیاش دربارهٔ ساحلهای دور و شهرهای باستانی نوشت.
soft whispers of moondreams filled her mind on quiet nights.
همزمان با خوابهای ماهی، گوشههای ملایم در ذهن او در شبهای آرام پر میشد.
she cherished her sweet moondreams of traveling the world someday.
او از خوابهای ماهیاش که در آیندهای دور به سفر در جهان میپرداخت، لذت میبرد.
his childhood moondreams of becoming an astronaut never faded.
خوابهای ماهیاش در کودکی که میخواست یک فضانورد شود، هرگز کاهش نیافتهاند.
gentle moondreams of love and peace visit her sleep every night.
خوابهای ماهیای مهیب از عشق و صلح هر شب به خواب او میآیند.
they wandered in moondreams among the moonlit roses.
آنها در خوابهای ماهی در میان گلهای روشن شده توسط ماه گرد میزدند.
the young couple shared moondreams of building a home together.
زوج جوان خوابهای ماهیاش را دربارهٔ ساختن یک خانه با هم به اشتراک میگذارند.
her moondreams of becoming a famous artist kept her motivated.
خوابهای ماهیاش که میخواست یک هنرمند معروف شود، او را متحمس میکرد.
the old man's moondreams of seeing his homeland again brought him comfort.
خوابهای ماهیاش که دوباره به کشورش بازگردد، او را آرام میکرد.
in her moondreams, she could hear her mother's lullaby again.
در خوابهای ماهیاش، او میتوانست دوباره آواز گوشهای مادرش را بشنود.
the curious kitten fell asleep having moondreams of chasing fireflies.
گربهی علاقهمند در خوابهای ماهیاش به دنبال ماهیچههای نورانی میگشت و خوابید.
silent moondreams drifted through the empty hallways of the old castle.
خوابهای ماهیای آرام در راهروهای خالی قلعهی قدیمی درحال جریان بود.
beautiful moondreams of a better tomorrow filled her heart with hope.
خوابهای ماهیای زیبا دربارهٔ فردا بهتر، قلب او را با امید پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید