moralization

[ایالات متحده]/ˌmɒrəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmɔːrəlaɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند آموزش یا القای ارزش‌های اخلاقی؛ آموزش اخلاقی یا تدریس اخلاقی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

moralization process

فرآیند اخلاق‌زدایی

moralization theory

نظریه اخلاق‌زدایی

moralization efforts

تلاش‌های اخلاق‌زدایی

moralization agenda

برنامه اخلاق‌زدایی

moralization framework

چارچوب اخلاق‌زدایی

moralization discourse

گفتمان اخلاق‌زدایی

moralization strategies

استراتژی‌های اخلاق‌زدایی

moralization trends

روندهای اخلاق‌زدایی

moralization practices

روش‌های اخلاق‌زدایی

moralization initiatives

ابتکارات اخلاق‌زدایی

جملات نمونه

moralization of social issues is essential for progress.

رسیدن به پیشرفت، بررسی مسائل اجتماعی از منظر اخلاقی ضروری است.

the moralization process can influence public opinion.

فرآیند اخلاقی‌سازی می‌تواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد.

his speech focused on the moralization of economic policies.

سخنرانی او بر اخلاقی‌سازی سیاست‌های اقتصادی متمرکز بود.

moralization in education encourages ethical behavior.

اخلاقی‌سازی در آموزش، رفتار اخلاقی را تشویق می‌کند.

there is a need for moralization in business practices.

نیاز به اخلاقی‌سازی در شیوه‌های کسب‌وکار وجود دارد.

moralization helps to shape societal values.

اخلاقی‌سازی به شکل‌دهی ارزش‌های اجتماعی کمک می‌کند.

the moralization of environmental issues is gaining traction.

اخلاقی‌سازی مسائل زیست‌محیطی در حال افزایش محبوبیت است.

moralization can lead to increased accountability.

اخلاقی‌سازی می‌تواند منجر به افزایش مسئولیت‌پذیری شود.

she advocates for the moralization of consumer choices.

او از اخلاقی‌سازی انتخاب‌های مصرف‌کننده حمایت می‌کند.

the moralization of politics is often debated.

اخلاقی‌سازی سیاست اغلب مورد بحث است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید