morceau

[ایالات متحده]/mɔːˈsəʊ/
[بریتانیا]/mɔrˈsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه کوچک؛ یک قطعه
Word Forms
جمعmorceaux

عبارات و ترکیب‌ها

morceau de gâteau

قطعه کیک

morceau de viande

قطعه گوشت

morceau de fromage

قطعه پنیر

morceau de chocolat

قطعه شکلات

morceau de pain

قطعه نان

morceau de sucre

قطعه شکر

morceau de papier

قطعه کاغذ

morceau de bois

قطعه چوب

morceau de tissu

قطعه پارچه

morceau de verre

قطعه شیشه

جملات نمونه

he took a morceau of bread from the table.

او یک تکه نان از روی میز برداشت.

can you pass me a morceau of cheese?

می‌توانی یک تکه پنیر به من بدهی؟

she played a beautiful morceau on the piano.

او یک قطعه زیبا را پیانو نواخت.

we need a morceau of information to complete the report.

ما به یک تکه اطلاعات برای تکمیل گزارش نیاز داریم.

he offered me a morceau of his cake.

او یک تکه کیک خود را به من پیشنهاد داد.

the artist created a stunning morceau for the exhibition.

هنرمند یک قطعه چشمگیر برای نمایش خلق کرد.

she sang a lovely morceau at the concert.

او یک قطعه زیبا در کنسرت خواند.

can you cut me a small morceau of that fabric?

می‌توانی یک تکه کوچک از آن پارچه را برایم برش بزنی؟

he shared a morceau of wisdom during the meeting.

او یک تکه خرد را در طول جلسه به اشتراک گذاشت.

they enjoyed a morceau of chocolate after dinner.

آنها از یک تکه شکلات بعد از شام لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید