morss

[ایالات متحده]/mɔːrs/
[بریتانیا]/mɔːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی، یک تغییر نام Morris، از مبدأ انگلیسی، ویلزی، اسکاتی، یا ایرلندی.

جملات نمونه

the chef placed a delicate morss of salmon on the plate.

شکارچی یک مورس ماهی سالمون نرم روی پلات قرار داد.

she savored the last morss of chocolate cake.

او لذت برد از آخرین مورس کیک شکلات.

the hungry child ate every morss of his dinner.

کودک گرسنه تمام مورس‌های غذایش را خورد.

he shared a morss of wisdom with his students.

او یک مورس از حکمت را با دانشجویانش به اشتراک گذاشت.

the interview provided only a small morss of useful information.

این مصاحبه فقط یک مورس از اطلاعات مفید را ارائه داد.

she found comfort in that single morss of hope.

او از آن یک مورس امید راحتی پیدا کرد.

the book offered a fascinating morss of historical detail.

کتاب یک مورس جالب از جزئیات تاریخی ارائه داد.

he saved the best morss of meat for his guest.

او بهترین مورس گوشت را برای مهمانش نگه داشت.

the recipe called for a tender morss of beef.

این دستور پخت یک مورس گوشت گوسفند نرم را نیاز داشت.

each morss of evidence supported the detective's theory.

هر مورس از شواهد نظریه دزدگرد را حمایت می‌کرد.

she enjoyed every morss of her vacation.

او از هر مورس از تعطیلاتش لذت برده بود.

the movie contained a surprising morss of humor.

فیلم یک مورس از کمدی شگفت‌انگیز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید