mortified by mistake
تحقیر شده به دلیل اشتباه
mortified at work
تحقیر شده در محل کار
mortified in public
تحقیر شده در حضور عموم
mortified by failure
تحقیر شده به دلیل شکست
mortified over comments
تحقیر شده به دلیل نظرات
mortified about appearance
تحقیر شده در مورد ظاهر
mortified at home
تحقیر شده در خانه
mortified by reaction
تحقیر شده به دلیل واکنش
mortified during speech
تحقیر شده در حین سخنرانی
mortified after incident
تحقیر شده پس از حادثه
she was mortified when she realized she had forgotten his name.
او وقتی متوجه شد نام او را فراموش کرده بود، شرمس شد.
he felt mortified after tripping in front of everyone.
او بعد از زمین خوردن جلوی همه شرمس شد.
they were mortified by the unexpected criticism from their teacher.
آنها از انتقادهای غیرمنتظره معلمشان شرمس شدند.
she was mortified to find out she had sent the email to the wrong person.
او وقتی متوجه شد ایمیل را برای شخص اشتباه ارسال کرده بود، شرمس شد.
he was mortified when he realized his mistake in front of the clients.
او وقتی متوجه شد که در حضور مشتریان اشتباه کرده است، شرمس شد.
feeling mortified, she apologized for her outburst during the meeting.
با احساس شرمسندگی، او برای اظهارات ناگهانی خود در طول جلسه عذرخواهی کرد.
the mortified student wished the ground would swallow him up.
دانجوی شرمسزده آرزو کرد زمین او را ببلعد.
he was mortified when his parents showed up at his party unexpectedly.
او وقتی والدینش به طور غیرمنتظره در مهمانی او ظاهر شدند، شرمس شد.
she felt mortified after realizing her mistake in front of the audience.
او بعد از متوجه شدن به اشتباه خود در حضور تماشاچیان شرمس شد.
being mortified by the situation, he chose to leave the room quietly.
با شرمس شدن از وضعیت، او تصمیم گرفت به آرامی اتاق را ترک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید