repentant

[ایالات متحده]/rɪˈpɛntənt/
[بریتانیا]/rɪˈpɛntənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس یا ابراز پشیمانی برای اشتباهات خود

عبارات و ترکیب‌ها

repentant sinner

گناهکار توبه‌کننده

repentant heart

قلب توبه‌کننده

repentant attitude

نگاه توبه‌کننده

repentant spirit

روحیه توبه‌کننده

repentant prayer

دعای توبه

repentant tone

لحن توبه

repentant plea

التماس توبه

repentant behavior

رفتار توبه کننده

repentant words

کلمات توبه

repentant expression

حالت توبه

جملات نمونه

the repentant sinner sought forgiveness from the community.

گناهکار توبه کننده به دنبال بخشش از جامعه بود.

she wrote a letter expressing her repentant feelings.

او نامه‌ای نوشت که احساسات پشیمانی خود را بیان می‌کرد.

his repentant attitude impressed the judge.

حالت پشیمانی او قاضی را تحت تاثیر قرار داد.

after the argument, he felt deeply repentant.

بعد از بحث، او عمیقاً پشیمان احساس کرد.

the repentant thief returned the stolen goods.

سارق پشیمان کالاهای دزدیده شده را پس داد.

she gave a repentant apology for her actions.

او برای اعمال خود عذرخواهی پشیمانانه ای کرد.

the repentant youth promised to change his ways.

جوان پشیمان قول داد که روش های خود را تغییر دهد.

feeling repentant, he decided to volunteer for the charity.

با احساس پشیمانی، تصمیم گرفت برای خیریه داوطلب شود.

the repentant woman sought counseling to cope with her guilt.

زن پشیمان برای مقابله با احساس گناهگی به مشاوره روی آورد.

his repentant demeanor showed he understood the consequences.

رفتار پشیمانه‌اش نشان داد که او عواقب را درک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید