repentant sinner
گناهکار توبهکننده
repentant heart
قلب توبهکننده
repentant attitude
نگاه توبهکننده
repentant spirit
روحیه توبهکننده
repentant prayer
دعای توبه
repentant tone
لحن توبه
repentant plea
التماس توبه
repentant behavior
رفتار توبه کننده
repentant words
کلمات توبه
repentant expression
حالت توبه
the repentant sinner sought forgiveness from the community.
گناهکار توبه کننده به دنبال بخشش از جامعه بود.
she wrote a letter expressing her repentant feelings.
او نامهای نوشت که احساسات پشیمانی خود را بیان میکرد.
his repentant attitude impressed the judge.
حالت پشیمانی او قاضی را تحت تاثیر قرار داد.
after the argument, he felt deeply repentant.
بعد از بحث، او عمیقاً پشیمان احساس کرد.
the repentant thief returned the stolen goods.
سارق پشیمان کالاهای دزدیده شده را پس داد.
she gave a repentant apology for her actions.
او برای اعمال خود عذرخواهی پشیمانانه ای کرد.
the repentant youth promised to change his ways.
جوان پشیمان قول داد که روش های خود را تغییر دهد.
feeling repentant, he decided to volunteer for the charity.
با احساس پشیمانی، تصمیم گرفت برای خیریه داوطلب شود.
the repentant woman sought counseling to cope with her guilt.
زن پشیمان برای مقابله با احساس گناهگی به مشاوره روی آورد.
his repentant demeanor showed he understood the consequences.
رفتار پشیمانهاش نشان داد که او عواقب را درک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید