mousehole

[ایالات متحده]/ˈmaʊz.hoʊl/
[بریتانیا]/ˈmaʊs.hoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حفره یا لانه‌ای که توسط موش استفاده می‌شود؛ یک فضای کوچک یا کمد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mousehole entrance

ورودی لانه موش

mousehole escape

فرار از لانه موش

mousehole view

نمای لانه موش

mousehole trap

تله لانه موش

mousehole opening

دهانه لانه موش

mousehole size

اندازه لانه موش

mousehole design

طراحی لانه موش

mousehole location

محل لانه موش

mousehole area

مساحت لانه موش

mousehole features

ویژگی‌های لانه موش

جملات نمونه

the cat peered into the mousehole, hoping to catch its dinner.

گربه به داخل لانه موش نگاه کرد، امیدوار بود شام خود را بگیرد.

he noticed a tiny mousehole in the corner of the room.

او متوجه یک لانه موش کوچک در گوشه اتاق شد.

we found a mousehole behind the pantry shelves.

ما یک لانه موش را پشت قفسه‌های انباری پیدا کردیم.

the children were fascinated by the mousehole in the wall.

کودکان مجذوب لانه موش در دیوار شدند.

after sealing the mousehole, the house felt much cleaner.

پس از مسدود کردن لانه موش، خانه بسیار تمیزتر احساس می‌شد.

she used a piece of cardboard to cover the mousehole.

او از یک تکه مقوا برای پوشاندن لانه موش استفاده کرد.

the mouse scurried in and out of its mousehole.

موش به سرعت به داخل و خارج از لانه موش خود رفت.

they set a trap near the mousehole to catch the intruder.

آنها برای به دام انداختن متجاوز، یک تله در نزدیکی لانه موش گذاشتند.

the old house had several mouseholes that needed repair.

خانه قدیمی چندین لانه موش داشت که نیاز به تعمیر داشتند.

he could hear the scratching sound coming from the mousehole.

او می‌توانست صدای خراشیده شدن را از لانه موش بشنود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید