| جمع | mouseholes |
mousehole entrance
ورودی لانه موش
mousehole escape
فرار از لانه موش
mousehole view
نمای لانه موش
mousehole trap
تله لانه موش
mousehole opening
دهانه لانه موش
mousehole size
اندازه لانه موش
mousehole design
طراحی لانه موش
mousehole location
محل لانه موش
mousehole area
مساحت لانه موش
mousehole features
ویژگیهای لانه موش
the cat peered into the mousehole, hoping to catch its dinner.
گربه به داخل لانه موش نگاه کرد، امیدوار بود شام خود را بگیرد.
he noticed a tiny mousehole in the corner of the room.
او متوجه یک لانه موش کوچک در گوشه اتاق شد.
we found a mousehole behind the pantry shelves.
ما یک لانه موش را پشت قفسههای انباری پیدا کردیم.
the children were fascinated by the mousehole in the wall.
کودکان مجذوب لانه موش در دیوار شدند.
after sealing the mousehole, the house felt much cleaner.
پس از مسدود کردن لانه موش، خانه بسیار تمیزتر احساس میشد.
she used a piece of cardboard to cover the mousehole.
او از یک تکه مقوا برای پوشاندن لانه موش استفاده کرد.
the mouse scurried in and out of its mousehole.
موش به سرعت به داخل و خارج از لانه موش خود رفت.
they set a trap near the mousehole to catch the intruder.
آنها برای به دام انداختن متجاوز، یک تله در نزدیکی لانه موش گذاشتند.
the old house had several mouseholes that needed repair.
خانه قدیمی چندین لانه موش داشت که نیاز به تعمیر داشتند.
he could hear the scratching sound coming from the mousehole.
او میتوانست صدای خراشیده شدن را از لانه موش بشنود.
mousehole entrance
ورودی لانه موش
mousehole escape
فرار از لانه موش
mousehole view
نمای لانه موش
mousehole trap
تله لانه موش
mousehole opening
دهانه لانه موش
mousehole size
اندازه لانه موش
mousehole design
طراحی لانه موش
mousehole location
محل لانه موش
mousehole area
مساحت لانه موش
mousehole features
ویژگیهای لانه موش
the cat peered into the mousehole, hoping to catch its dinner.
گربه به داخل لانه موش نگاه کرد، امیدوار بود شام خود را بگیرد.
he noticed a tiny mousehole in the corner of the room.
او متوجه یک لانه موش کوچک در گوشه اتاق شد.
we found a mousehole behind the pantry shelves.
ما یک لانه موش را پشت قفسههای انباری پیدا کردیم.
the children were fascinated by the mousehole in the wall.
کودکان مجذوب لانه موش در دیوار شدند.
after sealing the mousehole, the house felt much cleaner.
پس از مسدود کردن لانه موش، خانه بسیار تمیزتر احساس میشد.
she used a piece of cardboard to cover the mousehole.
او از یک تکه مقوا برای پوشاندن لانه موش استفاده کرد.
the mouse scurried in and out of its mousehole.
موش به سرعت به داخل و خارج از لانه موش خود رفت.
they set a trap near the mousehole to catch the intruder.
آنها برای به دام انداختن متجاوز، یک تله در نزدیکی لانه موش گذاشتند.
the old house had several mouseholes that needed repair.
خانه قدیمی چندین لانه موش داشت که نیاز به تعمیر داشتند.
he could hear the scratching sound coming from the mousehole.
او میتوانست صدای خراشیده شدن را از لانه موش بشنود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید