show your moxies
نشان دادن تواناییهای خود
have moxies
توانایی داشته باشید
moxies and grit
توانایی و پشتکار
find your moxies
تواناییهای خود را پیدا کنید
moxies in action
توانایی در عمل
moxies to succeed
توانایی برای موفقیت
moxies and determination
توانایی و اراده
moxies over fear
توانایی بر ترس
moxies make difference
توانایی تفاوت ایجاد میکند
embrace your moxies
آغوش تواناییهای خود را باز کنید
she has the moxies to start her own business.
او اشتیاق و توان شروع کسب و کار خود را دارد.
his moxies impressed everyone at the competition.
اشتیاق و توان او همه را در مسابقه تحت تاثیر قرار داد.
it takes moxies to stand up for what you believe in.
برای ایستادن در کنار آنچه به آن اعتقاد دارید، به اشتیاق و توان نیاز است.
she showed her moxies by taking on the challenge.
او با قبول این چالش، اشتیاق و توان خود را نشان داد.
having moxies is essential for leadership.
داشتن اشتیاق و توان برای رهبری ضروری است.
he faced his fears with moxies and determination.
او با اشتیاق و اراده، ترس های خود را پشت سر گذاشت.
her moxies helped her overcome many obstacles.
اشتیاق و توان او به او کمک کرد تا بر بسیاری از موانع غلبه کند.
they admired his moxies in tackling tough situations.
آنها به تحسین از اشتیاق و توان او در مقابله با شرایط سخت نگاه کردند.
she has the moxies to speak in front of large crowds.
او اشتیاق و توان صحبت در مقابل جمعیت بزرگ را دارد.
to succeed, you must have the moxies to take risks.
برای موفقیت، شما باید اشتیاق و توان ریسک کردن را داشته باشید.
show your moxies
نشان دادن تواناییهای خود
have moxies
توانایی داشته باشید
moxies and grit
توانایی و پشتکار
find your moxies
تواناییهای خود را پیدا کنید
moxies in action
توانایی در عمل
moxies to succeed
توانایی برای موفقیت
moxies and determination
توانایی و اراده
moxies over fear
توانایی بر ترس
moxies make difference
توانایی تفاوت ایجاد میکند
embrace your moxies
آغوش تواناییهای خود را باز کنید
she has the moxies to start her own business.
او اشتیاق و توان شروع کسب و کار خود را دارد.
his moxies impressed everyone at the competition.
اشتیاق و توان او همه را در مسابقه تحت تاثیر قرار داد.
it takes moxies to stand up for what you believe in.
برای ایستادن در کنار آنچه به آن اعتقاد دارید، به اشتیاق و توان نیاز است.
she showed her moxies by taking on the challenge.
او با قبول این چالش، اشتیاق و توان خود را نشان داد.
having moxies is essential for leadership.
داشتن اشتیاق و توان برای رهبری ضروری است.
he faced his fears with moxies and determination.
او با اشتیاق و اراده، ترس های خود را پشت سر گذاشت.
her moxies helped her overcome many obstacles.
اشتیاق و توان او به او کمک کرد تا بر بسیاری از موانع غلبه کند.
they admired his moxies in tackling tough situations.
آنها به تحسین از اشتیاق و توان او در مقابله با شرایط سخت نگاه کردند.
she has the moxies to speak in front of large crowds.
او اشتیاق و توان صحبت در مقابل جمعیت بزرگ را دارد.
to succeed, you must have the moxies to take risks.
برای موفقیت، شما باید اشتیاق و توان ریسک کردن را داشته باشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید