msg

[ایالات متحده]/ɛmˈɛsˌdʒi/
[بریتانیا]/ɛmˈɛsˌdʒi/

ترجمه

n. پیام الکترونیکی مایکروسافت؛ مونوسدیم گلوتامات؛ تقویت‌کننده طعم؛ رنگ و شیرین‌کننده مصنوعی

عبارات و ترکیب‌ها

send msg

ارسال پیام

receive msg

دریافت پیام

read msg

خواندن پیام

delete msg

حذف پیام

forward msg

ارسال مجدد پیام

reply msg

پاسخ به پیام

new msg

پیام جدید

check msg

بررسی پیام

msg alert

هشدار پیام

msg history

سابقه پیام

جملات نمونه

can you send me the msg later?

آیا می توانید پیام را بعداً برایم بفرستید؟

i received a msg from my friend.

من پیامی از دوستم دریافت کردم.

she left a msg on my phone.

او پیامی روی تلفن من گذاشت.

did you get the msg about the meeting?

آیا پیام مربوط به جلسه را دریافت کردی؟

he always replies to my msgs quickly.

او همیشه به سرعت به پیام‌های من پاسخ می‌دهد.

make sure to check your msgs regularly.

مطمئن شوید که به طور منظم پیام‌های خود را بررسی کنید.

she sent me a msg with the details.

او یک پیام با جزئیات برایم فرستاد.

you should read the msg carefully.

شما باید پیام را با دقت بخوانید.

don't forget to send me a msg when you arrive.

وقتی رسیدید، فراموش نکنید که یک پیام برایم بفرستید.

the msg was clear and concise.

پیام واضح و مختصر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید