mucking

[ایالات متحده]/'mʌkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پاکسازی زباله‌ها
پاکسازی سنگ‌ها
تمیز کردن

جملات نمونه

They are mucking the apple trees.

آنها درختان سیب را کود می‌کنند.

she really enjoys mucking in with the lads.

او واقعاً از همکاری با پسران لذت می‌برد.

mucking around with finances and all that palaver.

بازی با امور مالی و همه آن حرف و حدیث‌ها.

Stop mucking about and take my friendly advice.

دست از بازی کردن بردارید و از نصیحت دوستانه من پیروی کنید.

نمونه‌های واقعی

You think mucking out Arthur's horses is gonna be fun? You should see my list of duties.

شما فکر می‌کنید که لگن‌گیری از اسب‌های آرتور سرگرم‌کننده خواهد بود؟ باید لیست وظایف من را ببینید.

منبع: The Legend of Merlin

I've just finished mucking out one of the stables and I'm about to go groom one of the horses.

من همین الان یک داسخانه را تمیز کرده ام و همین الان می خواهم به سراغ نظافت یکی از اسب ها بروم.

منبع: Victoria Kitchen

Right, or perceived to be mucking them up. Right. Because these perceptions aren't always accurate.

درست است، یا به گونه ای که تصور می شود آنها را به هم ریخته اند. درسته. چون این برداشت ها همیشه دقیق نیستند.

منبع: Sway

Making holes in the bags of food, and mucking and peeing in the food, making it inedible for the animals.

ایجاد سوراخ در کیسه‌های غذا و کثیف کردن و ادرار کردن در غذا، آن را غیرقابل خوردن برای حیوانات می‌کند.

منبع: The Secret Life of Cats

MY mother used to despair at my mucking about with animals.

مادرم همیشه از بازی کردن من با حیوانات ناامید می شد.

منبع: All creatures great and small

I had lots of friends mucking in, my friends who play in a band, obviously were there.

خیلی دوست داشتم که دوستانم کمک کنند، دوستان من که در یک گروه موسیقی هستند، البته آنجا بودند.

منبع: Financial Times Podcast

" You're my foreman" ! Dad shouted. " I need you in Oneida, not mucking with scrap" !

" تو سرپرست من هستی" ! پدر فریاد زد. " من به شما در وانیدا نیاز دارم، نه اینکه با ضایعات ور رفت کنید!"

منبع: You should fly to your mountain like a bird.

(Laughter) When I wasn't mucking out the goat barn, I was shearing sheep, changing tires, scrubbing toilets, volunteering, shoveling snow.

(خنده) وقتی من در حال تمیز کردن داسخانه بزها نبودم، گوسفندان را می‌چیدم، لاستیک‌ها را عوض می‌کردم، دستشویی‌ها را مسحور می‌کردم، داوطلب می‌شدم، برف‌ها را برف‌روبی می‌کردم.

منبع: TED Talks (Video Version) June 2022 Compilation

OK, let's recap the vocabulary from this programme, starting with mucking about, an informal way to say playing with something carelessly, not for a serious reason.

باشه، بیایید واژگان این برنامه را مرور کنیم، با عبارت "مکینگ آبوت" شروع کنیم، روش غیررسمی برای گفتن بازی با چیزی بی دقت، نه به دلیل جدی.

منبع: 6 Minute English

After the year 2000, 3D printers suddenly got much cheaper and tech companies started mucking about with them – spending time playing with them in a fun way.

پس از سال 2000، چاپگرهای سه بعدی ناگهان بسیار ارزان تر شدند و شرکت های فناوری شروع به بازی با آنها کردند - زمانی را صرف بازی با آنها به روشی سرگرم کننده کردند.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید