muckle

[ایالات متحده]/ˈmʌkəl/
[بریتانیا]/ˈmʌkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار زیاد؛ موضوع مهم؛ مقدار زیاد (برابر با mickle)
adj. بزرگ در مقدار (برابر با mickle)
Word Forms
جمعmuckles

عبارات و ترکیب‌ها

muckle trouble

مشکل بزرگ

muckle noise

هم‌دردنگی زیاد

muckle help

کمک فراوان

muckle fun

سرگرمی زیاد

muckle food

غذا فراوان

muckle love

عشق زیاد

muckle work

کار زیاد

muckle joy

شادی فراوان

muckle heart

قلب بزرگ

muckle worry

نگرانی زیاد

جملات نمونه

he had a muckle of work to finish before the deadline.

او مقدار زیادی کار برای انجام دادن قبل از مهلت داشت.

we found a muckle of treasure buried in the sand.

ما مقداری گنج در زیر شن کشف کردیم.

she always carries a muckle bag filled with supplies.

او همیشه یک کیف بزرگ پر از لوازم همراه دارد.

there's a muckle difference between the two proposals.

تفاوت زیادی بین دو پیشنهاد وجود دارد.

he felt a muckle sense of relief after the exam.

او بعد از امتحان احساس رهایی زیادی کرد.

they served a muckle feast at the celebration.

آنها یک جشن بزرگ در جشن ارائه کردند.

she has a muckle amount of experience in this field.

او مقدار زیادی تجربه در این زمینه دارد.

we encountered a muckle storm during our trip.

ما در طول سفر خود با یک طوفان بزرگ مواجه شدیم.

he gave a muckle donation to the charity.

او مبلغ زیادی به خیریه اهدا کرد.

there was a muckle crowd at the concert last night.

دیشب یک جمعیت زیاد در کنسرت وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید