muckraked

[ایالات متحده]/ˈmʌk.reɪkt/
[بریتانیا]/ˈmʌk.reɪkt/

ترجمه

v. رسوایی‌ها را جمع‌آوری و افشا کردن، به‌ویژه در میان سلبریتی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

muckraked journalism

روزنامه‌نگاری رسواکننده

muckraked stories

داستان‌های رسواکننده

muckraked allegations

اتهامات رسواکننده

muckraked politics

سیاست رسواکننده

muckraked scandals

رسوه‌های رسواکننده

muckraked issues

مسائل رسواکننده

muckraked facts

حقایق رسواکننده

muckraked reports

گزارش‌های رسواکننده

muckraked investigations

تحقیقات رسواکننده

muckraked evidence

شواهد رسواکننده

جملات نمونه

the journalist muckraked the corruption scandal.

روزنامه‌نگار رسوایی فساد را افشا کرد.

they muckraked the details of the politician's past.

آنها جزئیات گذشته سیاستمدار را افشا کردند.

she muckraked the company's unethical practices.

او شیوه‌های غیراخلاقی شرکت را افشا کرد.

the documentary muckraked the hidden truths of the industry.

مستند حقایق پنهان صنعت را افشا کرد.

he muckraked the allegations against the celebrity.

اتهامات علیه چهره مشهور را افشا کرد.

the book muckraked the political landscape of the time.

کتاب چشم‌انداز سیاسی آن زمان را افشا کرد.

the team muckraked the environmental issues in the city.

گروه مسائل زیست‌محیطی شهر را افشا کرد.

she muckraked the financial fraud in the organization.

او تقلب مالی در سازمان را افشا کرد.

the article muckraked the truth behind the scandal.

مقاله حقیقت پشت پرده رسوایی را افشا کرد.

they muckraked the history of the controversial figure.

آنها تاریخ چهره جنجالی را افشا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید