mugging

[ایالات متحده]/ˈmʌɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارتکاب سرقت یا خشونت
v. حمله و سرقت از کسی در یک مکان عمومی

جملات نمونه

He was a victim of a violent mugging in the alley.

او قربانی یک سرقت خشونت‌آمیز در کوچه شد.

The police are investigating the mugging that took place last night.

پلیس در حال تحقیق در مورد سرقتی است که شب گذشته رخ داده است.

She was left traumatized after the mugging incident.

پس از حادثه سرقت، او دچار آسیب روحی شد.

The mugging occurred in broad daylight, shocking the community.

سرقت در روز روشن رخ داد و جامعه را شوکه کرد.

Witnesses saw the mugging and immediately called the police.

شهود سرقت را دیدند و بلافاصله با پلیس تماس گرفتند.

The mugging was caught on surveillance cameras.

سرقت توسط دوربین‌های مدار بسته ضبط شد.

He lost his wallet in the mugging.

او کیف پول خود را در سرقت از دست داد.

The victim suffered minor injuries during the mugging.

مصدوم در طول سرقت دچار آسیب جزئی شد.

The suspect was arrested in connection with the mugging.

مشتبه به دستگیری در ارتباط با سرقت دستگیر شد.

The community came together to support the victim of the mugging.

جامعه برای حمایت از قربانی سرقت دور هم جمع شدند.

نمونه‌های واقعی

Be responsible for all the muggings, jailbreaks and race riots?

آیا مسئولیت همه زورگیری‌ها، فرار از زندان و شورش‌های نژادی را به عهده خواهید گرفت؟

منبع: Yes, Minister Season 3

He was the victim of a mugging.

او قربانی زورگیری بود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

I guess your mugging days are behind you.

فکر می‌کنم دوران زورگیری شما به پایان رسیده است.

منبع: Friends Season 9

Back in my mugging days, I worked St. Mark's Comics.

در دوران زورگیری من، در فروشگاه کمیک است. مارک کار می‌کردم.

منبع: Friends Season 9

He's mean mugging the crap out of me.

او با حالتی تهدیدآمیز و خشن به من نگاه می‌کند.

منبع: Editing guest room

Here, muggings and petty theft are part of everyday life.

اینجا، زورگیری و سرقت‌های جزئی بخشی از زندگی روزمره هستند.

منبع: Human Planet

He's been arrested for mugging, picked up for knife-fighting.

او به اتهام زورگیری دستگیر شده و به اتهام درگیری با چاقو بازداشت شده است.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

It's just a few files pertaining to recent muggings.

فقط چند فایل مربوط به زورگیری‌های اخیر است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Are you sure there's nothing else you remember about the night of the mugging?

مطمئن هستید چیز دیگری هم به یاد ندارید در مورد شب زورگیری؟

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

I think this might qualify as a mugging.

فکر می‌کنم این ممکن است به عنوان زورگیری واجد شرایط باشد.

منبع: Charlie’s Growth Diary Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید