munches

[ایالات متحده]/mʌnʧɪz/
[بریتانیا]/mʌnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با حرکتی قوی و مداوم بجوید

عبارات و ترکیب‌ها

cat munches

گربه می‌جوید

dog munches

سگ می‌جوید

baby munches

بچه می‌جوید

crunchy munches

خوشمزه می‌جوید

snack munches

میان وعده می‌جوید

rabbit munches

خرگوش می‌جوید

quick munches

سریع می‌جوید

tasty munches

لذیذ می‌جوید

hamster munches

همستر می‌جوید

little munches

کوچک می‌جوید

جملات نمونه

the rabbit munches on fresh carrots every day.

هر روز خرگوش میوه های هویج تازه را می خورد.

she munches popcorn while watching her favorite movie.

او در حالی که فیلم مورد علاقه خود را تماشا می کند، پاپ کورن می خورد.

the child munches on cookies after school.

بچه بعد از مدرسه بیسکویت می خورد.

the goat munches grass in the sunny field.

بز در مزرعه آفتابی چمن می خورد.

he munches on his lunch while reading a book.

او در حالی که کتاب می خواند، ناهار خود را می خورد.

the squirrel munches nuts in the tree.

سنجاب در درخت آجیل می خورد.

during the picnic, they munch on sandwiches and fruit.

در طول پیک نیک، آنها ساندویچ و میوه می خورند.

she munches on a granola bar for a quick snack.

او برای یک میان وعده سریع، یک نوار گرانولا می خورد.

the dog munches on its favorite bone happily.

سگ با خوشحالی استخوان مورد علاقه خود را می خورد.

they often munch on chips during the game.

آنها اغلب در طول بازی چیپس می خورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید