chews

[ایالات متحده]/tʃuːz/
[بریتانیا]/tʃuz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به گاز گرفتن و آسیاب کردن غذا با دندان
n. غذایی که جویده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

dog chews

سگ‌ها جویدن

chews gum

آدامس می‌جود

chews food

غذا می‌جود

chews slowly

به آرامی می‌جود

chews loudly

با صدای بلند می‌جود

chews toys

اسباب‌بازی‌ها را می‌جود

chews thoroughly

به طور کامل می‌جود

chews on

روی آن می‌جود

chews quickly

به سرعت می‌جود

chews nervously

با اضطراب می‌جود

جملات نمونه

the dog chews on its favorite toy.

سگ روی اسباب‌بازی مورد علاقه خود می‌جوید.

she chews her food thoroughly before swallowing.

او قبل از بلعیدن، غذای خود را به طور کامل می‌جوید.

the child chews gum while walking to school.

بچه در حالی که به مدرسه می‌رود، آدامس می‌جوید.

he chews on his pencil when he is deep in thought.

وقتی عمیقاً در فکر است، مداد خود را می‌جوید.

the horse chews grass happily in the field.

اسب با خوشحالی در مزرعه چمن را می‌جوید.

she chews her nails when she is nervous.

وقتی عصبی است، ناخن‌های خود را می‌جوید.

the baby chews on everything it can reach.

نوزاد هر چیزی را که می‌تواند دسترسی داشته باشد، می‌جوید.

he chews over the problem before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، مسئله را بررسی می‌کند.

the teacher chews out the students for being late.

معلم به خاطر دیر رسیدن، به دانش‌آموزان تشر می‌زند.

she chews on her thoughts while staring out the window.

در حالی که از پنجره بیرون نگاه می‌کند، به افکار خود فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید