muse

[ایالات متحده]/mjuːz/
[بریتانیا]/mjuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تفکر عمیق; تأمل
vt. به طور فکر شده چیزی را فکر کردن یا گفتن
vi. عمیقاً فکر کردن; به طور فکر شده خیره شدن

عبارات و ترکیب‌ها

muse on

تفکر کردن

muse over

در مورد فکر کردن

creative muse

الهام خلاق

جملات نمونه

the muse is a poetic convention.

موز الهام شعر یک قرارداد شعری است.

he muses while toking on a cigarette.

او در حالی که سیگار می‌کشد، فکر می‌کند.

muse over memories of the past

به یاد خاطرات گذشته فکر کنید.

mused that it might take longer to drive than walk.

فکر کرد که رانندگی ممکن است بیشتر از پیاده‌روی طول بکشد.

His muse had deserted him, and he could no longer write.

الهامش او را ترک کرد و دیگر نتوانست بنویسد.

Be thou the tenth Muse, ten times more in worthThan those old nine which rhymers invocate;

تو دهمین موز باش، ده برابر ارزشمندتر از آن نه موز قدیمی که وزن‌سنجان را فرا می‌خوانند.

muse Sun ceng hoton duka alban diyan i baru tatame geneki, tubaci morin hUdai ba inu hanci.

muse Sun ceng hoton duka alban diyan i baru tatame geneki, tubaci morin hUdai ba inu hanci.

I sat mulling over my problem without finding a solution. Tomuse is to be absorbed in one's thoughts; the word often connotes an abstracted quality:

من روی مسئله خود فکر می کردم بدون اینکه راه حلی پیدا کنم. توموسه به معنای غرق شدن در افکار است؛ این کلمه اغلب نشان دهنده یک ویژگی انتزاعی است:

Much of the work on view was produced after 1926, when Bonnard and his model, muse and wife, Marthe, moved into “Le Bosquet”, an unimposing villa above Cannes.

بسیاری از آثار به نمایش گذاشته شده پس از سال 1926 تولید شدند، زمانی که بونارد و مدل، موز و همسرش، مارث، به "لو بوسک"، یک ویلای غیر چشمگیر بالای کن، نقل مکان کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید