mustiest

[ایالات متحده]/'mʌstɪ/
[بریتانیا]/'mʌsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کهنه، قدیمی، کسل‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

musty smell

بوی نمناک

old and musty

کهنه و نمناک

musty odor

بوی نم

جملات نمونه

The room smelled musty and stale.

اتاق بوی نم و کهنگی می‌داد.

a dark musty library filled with old books.

یک کتابخانه تاریک و نمور پر از کتاب‌های قدیمی.

The cottage had a musty smell after being shut up over the winter.

کلبه بعد از بسته ماندن در طول زمستان بوی نم می‌داد.

Musty during rut, the tusker named Dhanapalaka is uncontrollable. Held in captivity, the tusker does not touch a morsel, but only longingly calls to mind the elephant forest.

در طول فصل جفت گیری، فیل نر به نام داناپالاکا غیرقابل کنترل است. در اسارت، فیل نر حتی ذره ای غذا نمی خورد، بلکه فقط با دلتنگی جنگل فیل ها را به یاد می آورد.

and about his shelves a beggarly account of empty boxes, green earthen pots, bladders and musty seeds, remnants of packthread and old cakes of roses, were thinly scatter'd, to make up a show.

و در اطراف قفسه‌هایش، شرحی حقیرانه از جعبه‌های خالی، گلدان‌های خاکی سبز، پوشش‌ها و دانه‌های کهنه، بقایای نخ بسته‌بندی و کیک‌های قدیمی گل رز، به طور پراکنده پخش شده بودند تا نمایشی ایجاد کنند.

The old books in the library smelled musty.

کتاب‌های قدیمی در کتابخانه بوی نم می‌دادند.

She wrinkled her nose at the musty odor.

او در اعتراض به بوی نم، بینی خود را منقبض کرد.

The basement had a musty and damp smell.

پایین‌خانه بوی نم و رطوبت می‌داد.

He found an old musty jacket in the attic.

او یک ژاکت قدیمی و نمور در زیرشیرآه پیدا کرد.

The abandoned house had a musty and abandoned feel to it.

خانه متروکه حس نم و رهاشدگی داشت.

The musty air in the cellar made it hard to breathe.

هواى نم در زیرزمین تنفس را دشوار می‌کرد.

The musty smell of old furniture filled the room.

بوی نم اثاثیه قدیمی اتاق را پر کرد.

She opened the trunk and was hit by a wave of musty air.

او صندوق را باز کرد و با موجی از هوای نم مواجه شد.

The curtains in the old house were musty and dusty.

پرده‌های خانه قدیمی نمور و پر گرد و غبار بودند.

The musty taste of the old wine lingered on his tongue.

طعم نمردگی شراب قدیمی بر زبانش ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید