muttonheads

[ایالات متحده]/ˈmʌtənhɛd/
[بریتانیا]/ˈmʌtənhɛd/

ترجمه

n. یک شخص احمق یا احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

muttonhead fool

ابله احمق

muttonhead idea

ایده ابلهانه

muttonhead move

حرکت ابلهانه

muttonhead mistake

اشتباه ابلهانه

muttonhead comment

نظری ابلهانه

muttonhead behavior

رفتار ابلهانه

muttonhead remark

اظهار نظر ابلهانه

muttonhead question

سوال ابلهانه

muttonhead decision

تصمیم ابلهانه

جملات نمونه

don't be such a muttonhead about the situation.

اینقدر در مورد وضعیت احمقانه رفتار نکنید.

only a muttonhead would forget their own birthday.

فقط یک احمق تولد خود را فراموش می‌کند.

she called him a muttonhead for his silly mistake.

او او را به خاطر اشتباه احمقانه اش احمق صدا زد.

it takes a real muttonhead to ignore such advice.

برای نادیده گرفتن چنین نصیحتی، به یک احمق واقعی نیاز است.

stop acting like a muttonhead and listen carefully.

دیگر مثل یک احمق رفتار نکنید و با دقت گوش کنید.

he's a muttonhead when it comes to technology.

وقتی صحبت از فناوری می شود، او یک احمق است.

don't be a muttonhead; think before you speak.

یک احمق نباشید؛ قبل از صحبت کردن فکر کنید.

being a muttonhead won't get you far in life.

احمق بودن شما را در زندگی به جایی نخواهد رساند.

she felt like a muttonhead for not studying harder.

او احساس می‌کرد که به خاطر تلاش نکردن بیشتر، احمق است.

calling him a muttonhead was just a joke.

صدا زدن او به عنوان یک احمق فقط یک شوخی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید