nailhead

[ایالات متحده]/ˈneɪlˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈneɪlˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سر میخ; طراحی زینتی که شبیه سر میخ است
Word Forms
جمعnailheads

عبارات و ترکیب‌ها

nailhead trim

تزئینات هویه

nailhead design

طراحی هویه

nailhead upholstery

زیرسازی با هویه

nailhead accents

جزئیات هویه

nailhead studs

میخ‌های هویه

nailhead border

حاشیه هویه

nailhead pattern

الگوی هویه

nailhead finish

پوشش هویه

nailhead detail

جزئیات هویه

nailhead chair

صندلی با هویه

جملات نمونه

the carpenter used a nailhead to secure the wooden planks.

نجار از یک میخ برای محکم کردن الوارهای چوبی استفاده کرد.

make sure the nailhead is flush with the surface.

مطمئن شوید که سر میخ با سطح همسطح باشد.

she noticed a nailhead sticking out from the wall.

او متوجه شد که یک سر میخ از دیوار بیرون زده است.

the nailhead design added a rustic touch to the furniture.

طراحی سر میخ حس روستایی به مبلمان اضافه کرد.

he hammered the nailhead into the frame with precision.

او با دقت سر میخ را به داخل قاب کوبید.

she admired the antique nailhead pattern on the door.

او الگوی قدیمی سر میخ روی در را تحسین کرد.

the nailhead protruded, causing a safety hazard.

سر میخ بیرون زده بود و باعث ایجاد خطر برای ایمنی شد.

he chose a nailhead finish for the upholstery.

او برای روکش مبلی یک پوشش با طرح سر میخ انتخاب کرد.

the nailhead was too large for the project.

سر میخ برای پروژه خیلی بزرگ بود.

they used nailhead trim to enhance the curtains.

آنها از تزئینات با طرح سر میخ برای افزایش زیبایی پرده ها استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید