nailing it
در حال انجام دادن آن
nailing down
قطعی کردن
nailing together
به هم متصل کردن
nailing boards
کاشت تختهها
nailing shoes
کفش زدن
nailing goals
رسیدن به اهداف
nailing problems
حل مشکلات
nailing tasks
انجام وظایف
nailing strategy
تدوین استراتژی
nailing performance
بهبود عملکرد
he is nailing the presentation with his confidence.
او با اعتماد به نفس خود ارائه را به خوبی انجام میدهد.
she is nailing her goals this year.
او امسال به خوبی به اهداف خود میرسد.
the team is nailing every deadline.
تیم در حال انجام هر مهلت مقرر به خوبی است.
he has been nailing his workouts lately.
او اخیراً تمرینات خود را به خوبی انجام داده است.
they are nailing the new marketing strategy.
آنها استراتژی بازاریابی جدید را به خوبی انجام میدهند.
the musician is nailing the high notes effortlessly.
موسیقیدان به راحتی نتهای بالا را به خوبی اجرا میکند.
she is nailing her role in the play.
او نقش خود را در نمایش به خوبی انجام میدهد.
he feels like he is nailing the exam.
او احساس میکند که امتحان را به خوبی انجام میدهد.
the chef is nailing the recipe perfectly.
سرآشپز دستور العمل را به خوبی و به طور کامل انجام میدهد.
they are nailing their sales targets this quarter.
آنها در این فصل به خوبی به اهداف فروش خود میرسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید