nailing

[ایالات متحده]/ˈneɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈneɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عالی; برجسته; برای میخ زدن استفاده می‌شود
n. روش وارد کردن میخ‌ها در زمینه‌های پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

nailing it

در حال انجام دادن آن

nailing down

قطعی کردن

nailing together

به هم متصل کردن

nailing boards

کاشت تخته‌ها

nailing shoes

کفش زدن

nailing goals

رسیدن به اهداف

nailing problems

حل مشکلات

nailing tasks

انجام وظایف

nailing strategy

تدوین استراتژی

nailing performance

بهبود عملکرد

جملات نمونه

he is nailing the presentation with his confidence.

او با اعتماد به نفس خود ارائه را به خوبی انجام می‌دهد.

she is nailing her goals this year.

او امسال به خوبی به اهداف خود می‌رسد.

the team is nailing every deadline.

تیم در حال انجام هر مهلت مقرر به خوبی است.

he has been nailing his workouts lately.

او اخیراً تمرینات خود را به خوبی انجام داده است.

they are nailing the new marketing strategy.

آنها استراتژی بازاریابی جدید را به خوبی انجام می‌دهند.

the musician is nailing the high notes effortlessly.

موسیقی‌دان به راحتی نت‌های بالا را به خوبی اجرا می‌کند.

she is nailing her role in the play.

او نقش خود را در نمایش به خوبی انجام می‌دهد.

he feels like he is nailing the exam.

او احساس می‌کند که امتحان را به خوبی انجام می‌دهد.

the chef is nailing the recipe perfectly.

سرآشپز دستور العمل را به خوبی و به طور کامل انجام می‌دهد.

they are nailing their sales targets this quarter.

آنها در این فصل به خوبی به اهداف فروش خود می‌رسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید