nailrod

[ایالات متحده]/ˈneɪlrɒd/
[بریتانیا]/ˈneɪlrɑːd/

ترجمه

n. یک میله یا نوار آهنی که برای ساخت چکمه‌ها استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعnailrods

عبارات و ترکیب‌ها

crisp nailrod

نایل روڈ کریم

fresh nailrods

تازه نایل روڈ

bake nailrods

پечен نایل روڈ

nailrod recipe

نایل روڈ ریسپی

traditional nailrod

سنتی نایل روڈ

nailrod biscuit

نایل روڈ کوکی

scottish nailrod

اسکاٹی نایل روڈ

homemade nailrods

گھر میں بنایا ہوا نایل روڈ

butter the nailrod

نایل روڈ میں مکھی لگائیں

nailrod and cheese

نایل روڈ اور پنیر

جملات نمونه

the baker rolled the dough into long nailrods before placing them in the oven.

بیکر گوشت را به صورت میله‌های چوبی طولانی فروریزید و سپس آن‌ها را در فر قرار داد.

the shipwright selected a heavy iron nailrod to secure the damaged hull.

کشتی‌ساز یک میله‌ی آهنی سنگین را برای ایمن‌سازی بدنه‌ی آسیب‌دیده انتخاب کرد.

she snapped the nailrod biscuit in half and shared it with her friend.

او میله‌ی چیپس را نیم کرد و آن را با دوستش به اشتراک گذاشت.

the museum displayed an ancient nailrod recovered from a sunken vessel.

موزه یک میله‌ی باستانی را که از یک کشتی غرق‌شده بازیابی شده بود نمایش داد.

he found a rusted nailrod buried in the sand near the old dockyard.

او یک میله‌ی زنگ‌زده را در نزدیکی کارخانه‌ی قدیمی در ماسه‌ی دفن شده یافت.

the nailrod's exceptional strength made it indispensable for shipbuilding.

میزان قدرت بسیار بالای میله‌ی چوبی آن را برای ساخت کشتی‌ها ضروری کرد.

traditional recipes require generous amounts of butter when making nailrods.

تولید میله‌های چوبی نیاز به مقدار زیادی نانوایی دارد.

the carpenter measured the nailrod carefully before cutting it to the required length.

چوب‌کار میله‌ی چوبی را با دقت اندازه‌گیری کرد و سپس آن را به طول مورد نیاز قطع کرد.

maritime historians examined the nailrod to determine its approximate age.

تاریخ‌گران دریایی میله‌ی چوبی را برای تعیین سن تقریبی آن بررسی کردند.

the biscuit possessed the distinctive crunch of a properly baked nailrod.

چیپس دارای گوشت خاصی بود که از پختن درست میله‌ی چوبی به دست می‌آید.

workers used heavy hammers to drive the nailrod deep into the oak timber.

کارگران از میله‌های سنگین برای فرو بردن میله‌ی چوبی به عمق در چوب گردو استفاده کردند.

the nailrod remained remarkably intact despite decades of saltwater exposure.

میله‌ی چوبی با وجود دهه‌ها قرار گرفتن در آب دریا به طور قابل توجهی سالم ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید