natter

[ایالات متحده]/'nætə/
[بریتانیا]/'nætɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بی هدف صحبت کردن; شکایت کردن
n. صحبت بیهوده; شکایت

عبارات و ترکیب‌ها

have a natter

گپ دوستانه

friendly natter

گپ دوستانه

quick natter

گپ سریع

casual natter

گپ غیررسمی

جملات نمونه

they nattered away for hours while out riding.

آنها ساعت‌ها در حالی که سوار بودند، به طور مداوم صحبت کردند.

They always natter on the phone for hours.

آنها همیشه ساعت‌ها با تلفن صحبت می‌کنند.

I don't have time to natter, I have work to do.

من وقت ندارم گپ بزنم، کار دارم.

Neighbors often natter over the fence.

همسایه‌ها اغلب بالای دیوار صحبت می‌کنند.

Let's stop nattering and get to work.

بایستی گپ زدن را متوقف کنیم و به کار بپردازیم.

She loves to natter about her travels.

او عاشق صحبت کردن درباره سفر هایش است.

The old ladies natter about the weather every morning.

خانم‌های پیر هر روز صبح درباره هوا صحبت می‌کنند.

I can't concentrate with all this nattering going on.

با تمام این صحبت‌های بی مورد نمی‌توانم تمرکز کنم.

They nattered away happily during the long car ride.

آنها در طول سفر طولانی با ماشین با خوشحالی به طور مداوم صحبت کردند.

The students natter before class starts.

دانشجویان قبل از شروع کلاس صحبت می‌کنند.

Let's grab a coffee and have a good natter.

بیا یک قهوه بگیریم و گپ خوبی بزنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید