naysaying

[ایالات متحده]/ˈneɪseɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈneɪseɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل رد کردن یا انکار چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

naysaying critics

منتقدان منفی‌گرا

naysaying voices

نظرات منفی

naysaying attitude

نگرش منفی

naysaying comments

نظرات منفی

naysaying remarks

اظهارات منفی

naysaying opinions

نظرات منفی

naysaying behavior

رفتار منفی

naysaying tendencies

گرایش‌های منفی

naysaying responses

واکنش‌های منفی

naysaying mindset

نگرش منفی

جملات نمونه

despite the naysaying, she pursued her dream of becoming an artist.

با وجود حرف‌های منفی، او به دنبال رویای تبدیل شدن به یک هنرمند بود.

the naysaying from his peers did not deter him from his goals.

حرف‌های منفی از طرف همکارانش او را از رسیدن به اهدافش بازنداشت.

she ignored the naysaying and launched her own business.

او حرف‌های منفی را نادیده گرفت و کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کرد.

his naysaying attitude made it difficult for the team to succeed.

نگاه منفی او باعث شد موفقیت برای تیم دشوار باشد.

the project faced naysaying from investors, but they pushed forward.

این پروژه با حرف‌های منفی سرمایه‌گذاران مواجه شد، اما آن‌ها به کار خود ادامه دادند.

naysaying can often stem from fear of change.

حرف‌های منفی اغلب ناشی از ترس از تغییر است.

she was tired of the constant naysaying and decided to take action.

او از حرف‌های منفی مداوم خسته شده بود و تصمیم گرفت اقدام کند.

the naysaying critics failed to see the potential in her work.

منتقدان منفی نتوانستند پتانسیل کار او را ببینند.

his naysaying remarks were dismissed by the optimistic team.

حرف‌های منفی او توسط تیم خوش‌بین نادیده گرفته شد.

overcoming naysaying is essential for innovation.

غلبه بر حرف‌های منفی برای نوآوری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید