neatened

[ایالات متحده]/ˈniːtnd/
[بریتانیا]/ˈniːtnd/

ترجمه

v. مرتب یا منظم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

neatened up

مرتب شده

neatened edges

لبه‌های مرتب

neatened space

فضای مرتب

neatened appearance

ظاهر مرتب

neatened room

اتاق مرتب

neatened documents

مدارک مرتب

neatened hair

موهای مرتب

neatened lines

خطوط مرتب

neatened workspace

فضای کاری مرتب

neatened garden

باغ مرتب

جملات نمونه

the room was neatened before the guests arrived.

اتاق قبل از ورود مهمانان مرتب شد.

she neatened her desk to improve her focus.

او برای افزایش تمرکز روی میزش مرتب کرد.

after the party, everything was neatened up quickly.

بعد از مهمانی، همه چیز به سرعت مرتب شد.

the garden was neatened for the spring season.

باغ برای فصل بهار مرتب شد.

he neatened his appearance before the interview.

او قبل از مصاحبه ظاهرش را مرتب کرد.

they neatened the files to make them easier to find.

آنها فایل ها را مرتب کردند تا پیدا کردن آنها آسان تر شود.

the teacher asked the students to have their notebooks neatened.

معلم از دانش آموزان خواست تا دفترچه های خود را مرتب کنند.

she always neatened her hair before leaving the house.

او همیشه قبل از ترک خانه موهایش را مرتب می کرد.

he neatened the living room after the children played.

او بعد از بازی کودکان اتاق نشیمن را مرتب کرد.

the documents were neatened and filed away properly.

اسناد مرتب و به درستی بایگانی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید