negativism

[ایالات متحده]/ˈnɛɡətɪvɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˈnɛɡəˌtɪvɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل به مقاومت یا مخالفت؛ یک نگرش منفی؛ دکترین که جنبه‌های منفی یا مخالف را تأکید می‌کند؛ در پزشکی، حالتی که با مقاومت در برابر درمان مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

negative negativism

منفی‌گرایی منفی

extreme negativism

منفی‌گرایی شدید

chronic negativism

منفی‌گرایی مزمن

social negativism

منفی‌گرایی اجتماعی

emotional negativism

منفی‌گرایی عاطفی

cognitive negativism

منفی‌گرایی شناختی

pathological negativism

منفی‌گرایی پاتولوژیک

personal negativism

منفی‌گرایی شخصی

political negativism

منفی‌گرایی سیاسی

cultural negativism

منفی‌گرایی فرهنگی

جملات نمونه

his negativism towards the project was discouraging.

نگاتیویسم او نسبت به پروژه ناامیدکننده بود.

negativism can hinder progress in any organization.

نگاتیویسم می تواند پیشرفت را در هر سازمانی مختل کند.

she often displays a sense of negativism in her discussions.

او اغلب در بحث های خود حسی از نگاتیویسم نشان می دهد.

his constant negativism affected the team's morale.

نگاتیویسم مداوم او بر روحیه تیم تأثیر گذاشت.

we need to address the negativism in our workplace.

ما باید به مسئله نگاتیویسم در محل کار خود رسیدگی کنیم.

negativism can be contagious if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشود، نگاتیویسم می تواند مسری باشد.

his negativism towards change was evident during the meeting.

نگاتیویسم او نسبت به تغییر در طول جلسه آشکار بود.

overcoming negativism requires a positive mindset.

غلبه بر نگاتیویسم نیاز به یک نگرش مثبت دارد.

she tried to combat the negativism with positive feedback.

او سعی کرد با ارائه بازخورد مثبت، با نگاتیویسم مقابله کند.

negativism in society can lead to widespread discontent.

نگاتیویسم در جامعه می تواند منجر به نارضایتی گسترده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید