nicking

[ایالات متحده]/ˈnɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تصادف ژن؛ تنگ شدن محلی عروق خونی
v. بریدگی ایجاد کردن؛ کمی زخم کردن؛ حمله کردن (فعل حال از nick)

عبارات و ترکیب‌ها

nicking something

سرقت کردن چیزی

nicking away

سرقت کردن و رفتن

nicking time

سرقت کردن زمان

nicking off

سرقت کردن و فرار کردن

nicking at

سرقت کردن از

nicking lines

سرقت کردن خطوط

nicking points

سرقت کردن امتیازات

nicking edges

سرقت کردن لبه‌ها

nicking parts

سرقت کردن قطعات

جملات نمونه

he was nicking food from the kitchen when no one was watching.

او در حال دزدیدن غذا از آشپزخانه بود وقتی کسی نگاه نمی‌کرد.

the kids were nicking candy from the jar.

بچه‌ها در حال دزدیدن آب‌نبات از ظرف بودند.

she caught him nicking her favorite pen.

او او را در حال دزدیدن خودکار مورد علاقه‌اش دید.

they were nicking ideas from each other during the meeting.

آن‌ها در حال دزدیدن ایده‌ها از یکدیگر در طول جلسه بودند.

he got in trouble for nicking his friend's video game.

او به دلیل دزدیدن بازی ویدیویی دوستش دچار مشکل شد.

she was nicking glances at her crush all night.

او تمام شب نگاه‌های دزدکی به مورد علاقه خود می‌انداخت.

they were nicking supplies from the office.

آن‌ها در حال دزدیدن لوازم از دفتر بودند.

he was nicking bits of information to complete his report.

او برای تکمیل گزارش خود تکه‌هایی از اطلاعات را به سرقت می‌برد.

she was nicking a ride with her friend to the concert.

او با دوستش برای رفتن به کنسرت، یک سفر دزدکی گرفت.

the thief was caught nicking a bicycle.

دزد در حال دزدیدن یک دوچرخه دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید